بررسي ويژگي‏هاي روان‏شناختي افرادحاشيه‏نشين استان تهران

خانم  دكتر فردوس قماشچي

 

پديده حاشيه‏نشيني و به عبارت بهتر زندگي حاشيه‏اي از جمله پديده‏هاي مهم اجتماعي است كه در اثر مهاجرت خانواده روستايي به شهر در طي 30 سال گذشته به وقوع پيوسته است.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، سرکار خانم  دكتر فردوس قماشچي مديرکل مرکز مشاوره و مدد کاري معاونت اجتماعي و ارشاد ناجا  با همكاري كارشناسان اداره كل مشاوره و مددكاري اجتماعي به بررسي ويژگي‏هاي روان‏شناختي افراد حاشيه‏نشين استان تهران پرداخته که گزارش ذيل نتيجه زحمات آن عزيزان مي باشد.

براساس اين گزارش، جامعه آماري اين پژوهش كليه خانواده‏هاي ساكن در مناطق حاشيه‏نشين استان تهران مي‏باشد و حجم  نمونه 1400 نفر و روش نمونه‏گيري احتمالي است هم چنين در اين پژوهش  از آزمون MMPI در سنجش ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين استفاده شده است.

پرسشنامه دموگرافيك براي توصيف ويژگي‏هاي آزمودني‏ها و پرسشنامه محقق ساخته در جهت بررسي مشكلات خانوادگي و اجتماعي افراد نمونه استفاده شد.

از آمار توصيفي جهت توصيف داده‏ها و از آمار استنباطي با نرم‏افزار spss جهت تجزيه و تحليل داده‏ها و رد يا تأييد فرضيه‏هاي پژوهش استفاده شد. اين پژوهش داراي 3 فرضيه بود اولين فرضيه پژوهش بررسي رابطه بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و جنسيت آنها بود.

نتيجه محاسبه نشان داد كه ميان افراد مؤنث و مذكر از نظر مقياس‏هاي هيپوكندريا، افسردگي، هيستري، و ضعف رواني تفاوت معني‏داري وجود دارد و افراد مؤنث در مقياس‏هاي فوق نمرات بيشتري مي‏آوردند.

 دومين فرضيه پژوهش مربوط به رابطه بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و تحصيلات آنها مي‏باشد كه نتايج نشان داد كه ميان افراد مورد مطالعه با توجه به سطح تحصيلات از نظر مقياس‏هاي پارانويا، ضعف رواني و اسكيزوفرن تفاوت معني‏داري وجود دارد و افرادي كه سطح تحصيلات بالاتري دارند در مقياس‏هاي فوق نمرات كمتري دارند.

 سومين فرضيه پژوهش مربوط به رابطه بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و ميزان مشاجره و درگيري آنها در خانواده مي‏باشد. تحليل انجام شده نشان داد در خانواده‏هايي كه ميزان مشاجره و درگيري آنها بيشتر بود در مقياس‏هاي افسردگي، انحرافات اجتماعي - رواني، ضعف رواني، اسكيزوفرني تفاوت معني‏داري وجود دارد.

 

   مقدمه:

 حاشيه‏نشيني به توسعه شهري اطلاق مي‏شود كه بدون برنامه‏ريزي، هدايت، كنترل و بدون رعايت مقررات شهرسازي توسط توده مردم ايجاد مي‏شود.

پيامد گسترش شهرنشيني و پيدايش شهرهاي بزرگ ايجاد محله‏هاي حاشيه‏نشين با بافت نابسامان است كه معمولاً ساكنين آن را مهاجرين روستايي يا اقشار كم درآمد شهري تشكيل مي‏دهند كه از نظر اشتغال داراي مشاغل كاذب مي‏باشند.

به‏طور كل مهاجرت از مناطق روستايي يا شهرهاي سنتي به شهرهاي بزرگ موجب از دست دادن خلق و خوي پيشين و كسب خلق و خوي جديد و ضعيف شدن عملكرد فردي، گروهي و اجتماعي حاشيه‏نشينان مي‏شود و اين افراد در اجراي نقش‏هاي محوله دچار شكست و ناكامي مي‏شوند و كارآيي خود را از دست مي‏دهند (مجموعه مقالات، 1382).

تحركي كه به تغيير محل سكونت، تغيير مدرسه فرزندان خانواده، لزوم ايجاد ارتباطات جديد و جز آن مي‏انجامد بحران تعارض‌‏هاي خانوادگي را تشديد مي‏كند. نتيجه چنين تغييري، افزايش بزهكاري و خشونت در جوانان است.

از بين رفتن تدريجي گروه‏هاي سني و از هم پاشيدگي نظام‏هاي استقرار يافته پيشين، اشخاص سالمند را از هر نوع حمايت اجتماعي محروم مي‏كند.

 تغييرات وابسته به محيط يعني از يك‌سو صنعتي شدن، شهري شدن و تغيير بافت شهري و از ديگر سو تغييرات بسيار سريع اقتصادي نيز به دگرگوني وضع اجتماعي منتهي مي‏شود و به نظر مي‏رسد كه تفاوت‏هاي فرهنگي چشمگير به افزايش تنيدگي در مهاجران مي‌انجامد (دادستان، 1377).

 

    طرح مسأله

 پديده حاشيه‏نشيني و به عبارت بهتر زندگي حاشيه‏اي از جمله پديده‏هاي مهم اجتماعي است كه در اثر مهاجرت خانواده روستايي به شهر در طي 30 سال گذشته به وقوع پيوسته است.

اكثر جمعيت ساكن اين مناطق را مهاجران روستايي تشكيل مي‏دهند. روستايياني كه به علت تهيدستي و درآمد كم، كار طاقت‏فرسا، محروميت و نداشتن رفاه اجتماعي و وسايل آموزشي براي اشتغال و كسب درآمد زياد و يا نيل به آرزوهاي خويش به به شهرها مهاجرت نموده‏اند؛ مهاجريني كه در توشه بار خود اعتقادات مذهبي و آداب و رسوم زادگاه خويش را به همراه مي‏برند؛ در مواجهه با ارزش‏هاي فرهنگي و الگوهاي رفتاري رايج در جامعه شهري دچار تعارضات و تناقضات بسياري مي‏گردند. معمولاً زندگي پس از مهاجرت و سكونت در شهر براي مهاجرين در كنار مسايل و مشكلات اقتصادي داراي پيامدهاي رواني بسيار است.

انحرافات اجتماعي و آسيب‏هاي شايع در اين مناطق نيز همواره مورد بحث كارشناسان و محققين علوم اجتماعي و جرم‏شناسي بوده است عدم توان دولت‏ها در تأمين امكانات اجتماعي و زيربنايي زندگي زمينه را براي بروز خشونت، جرم، جنايت و انواع انحرافات اجتماعي فراهم آورده است.

 بررسي‏هاي انجام شده در جوامع مختلف بيانگر تأثير شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم منطقه بر بهداشت رواني افراد بوده و در صورتي كه حداقل عوامل زيستي، اجتماعي و فرهنگي براي آنها فراهم نشود آسيب‏هاي اجتماعي شتاب بيشتري از خود نشان مي‏دهند. (مجموعه مقالات، 1382)

   

 

اهداف كلي پژوهش

 1- بررسي ويژگي‏هاي روان‏شناختي و شخصيتي افراد حاشيه‏نشين استان تهران.

 2- ارايه راهكارهاي لازم به منظور ارتقاء سطح سلامت و بهداشت رواني افراد حاشيه‏نشين.

    اهداف جزئي پژوهش

 1- بررسي رابطه و شناسايي شايع‏ترين مشكلات روان‏شناختي افراد حاشيه‏نشين

 2- بررسي رابطة تحصيلات افراد حاشيه‏نشين با مشكلات روان‏شناختي آنان

 3- بررسي تأثير اختلاف و مشاجره والدين در سلامت رواني فرزندان حاشيه‏نشين

 

  فرضيه‏هاي پژوهش

 1- بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و جنسيت آنها رابطه معني‏داري وجود دارد.

 2- بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و تحصيلات آنها رابطه معني‏داري وجود دارد.

 3- بين ويژگي‏هاي شخصيتي افراد حاشيه‏نشين و ميزان مشاجره و درگيري در خانواده رابطه معني‏داري وجود دارد.

 

 

ديدگاه‏هايي درباره حاشيه‏نشيني

به‏طور كل ديدگاههايي كه در مورد پديده حاشيه‏نشيني شهري وجود دارد را مي‏توان به سه دسته كلي طبقه‏بندي كرد:

 

 

نظريه ليبرالي

اين ديدگاه با آن كه به برخي از ابعاد پديده حاشيه‏نشيني توجه دارد، اما تحليل ريشه‏اي از مسأله به دست نمي‏دهد و بيشتر به بعضي جنبه‏هاي اجتماعي، فيزيكي و اقتصادي حاشيه‏نشيني تأكيد دارد. تحليل‏هايي كه آنان از روابط اقتصادي كشورهاي در حال توسعه ارايه مي‏دهند، به‏طور عمومي براساس شناخت عوامل دروني است و از بيان تأثيرات متقابل عوامل بروني و دروني نظام اقتصادي و عملكرد روابط بين‏المللي اقتصادي كشورهاي توسعه‏يافته بر كشورهاي در حال توسعه پرهيز دارند.

 

نظريه مالتوسي

به عقيده اين دانشمندان، فقر شديد گروه كثيري از افراد جامعه و پديده حاشيه‏نشيني شهري كه باعث بروز آسيب‏هاي اجتماعي مانند، انواع بزهكاري‏ها، قتل و جنايت و ساير مشكلات اجتماعي كشورهاي در حال توسعه مي‏شود، به رشد جمعيت اين كشورها نيز بستگي دارد. به عقيده مالتوسي‏هاي جديد، مسبب بي‏كاري و فقر و حاشيه‏نشيني،  جمعيت بيش از حد است. (مجموعه مقالات جلد اول، 1382)

 

نظريه كليت وابستگي و ساختارگرايان

نظريه‏پردازان و متفكران مكتب وابستگي و ساختارگرايان در آمريكاي لاتين مانند كوندرفونك، دوس رومانتوس، فورتادو و مانوئل كاستل و ديگران عقب‏ماندگي كشورهاي در حال توسعه را معلول پيشرفت  اقتصادي كشورهاي توسعه يافته كنوني مي‏دانستند كه به موازات رشد نامتعادل، نابرابري درآمدها افزايش مي‏يابد و عدم تعادل‏هاي ساختاري جامعه شدت مي‏يابد و برآيند عملكرد توسعه وابسته، پيدايش شكاف طبقاتي ميان شهر و روستا و در نتيجه ظهور گروه‏هاي حاشيه‏نشين شهري است.

گوندورفرانك بر اين باور است كه كشورهاي توسعه نيافته در صورت وابستگي به كشورهاي سرمايه‏داري كه در آن بازارهاي وسيع مبتني بر افزايش مداوم و توليد انبوه، مصرف و ادغام در بازارهاي جهاني شكل گرفته، نمي‏توانند مسير و فرايند مستقل، يعني توسعه درون‏زا را آغاز كنند.

مانوئل كاستل درباره گروه‏هاي حاشيه‏اي در شهرهاي در حال توسعه مي‏گويد: شهرنشيني با آهنگ شتابنده‏اي گسترش مي‏يابد و امكانات و تسهيلات زيربنايي و اجتماعي شهري نيز متناسب با افزايش جمعيت شهرها تأمين نمي‏شود و در اثر كمبود تسهيلات زيربنايي اجتماعي و فيزيكي، سكونت‏گاه‏ها و محله‏هاي نامتعارف از قبيل زاغه‏ها و آلونك‏هاي حاشيه‏اي كه از طريق مهاجران تازه‏وارد و تهيدست برپا شده به وجود مي‏آيند. (همان منبع)

 از ديدگاه انديشمندان مكتب جامعه‏گرا و جامعه‏گرايان جديد، حاشيه‏نشيني و پيدايش گروه‏هاي حاشيه‏اي و فقير در جامعه‏هاي شهري كشورهاي در حال توسعه، ناشي از عملكرد روند طبيعي تضاد ميان كار و سرمايه است.

نتيجه قهري عملكرد قوانين حاكم بر نظام اقتصادي و سرمايه‏داري، تمركز و انباشت سرمايه، رشد نامتعادل اقتصادي و بروز تضادهاي اجتماعي است.

بنابراين در جريان تحولات ناهماهنگ جامعه سرمايه‏داري،  بروز تضادها و مشكلات اجتماعي از جمله پيدايش حاشيه‏نشيني در شهرهاي بزرگ اجتناب‏ناپذير است.

 

تعريف شخصيت

شخصيت عبارتست از سبك‏هاي ويژه‏اي كه هر فرد در فكر كردن و رفتار كردن دارد. به عبارت ديگر نحوه خاص فكر كردن و رفتار كردن هر فرد منعكس‌كننده شخصيت وي است. شخصيت شامل مجموعه‏اي از خصايص  يك شخص  است كه الگوهاي پايدار پاسخ به موقعيت‏ها را تعيين مي‏كند (شريفي، 1376)

 

منظور از پايان  رفتار آن است كه آيا اشخاص در گستره وسيعي از موقعيت‏هاي گوناگون به گونه‏اي نسبتاً ثابت رفتار مي‏كنند يا نه اگر بپذيريم كه رفتار آدمي در موقعيت‏هاي مختلف از ثبات و پايايي نسبي برخوردار نيست، در اين صورت سنجش شخصيت، علايق، توانايي‏ها و هرگونه تفاوت‏هاي فردي بي‏معنا خواهد بود. بديهي است رفتار آدمي در موقعيت‏هاي مختلف كاملاً يكسان نيست، با وجود اين، از ثبات نسبي برخوردار است. (شريفي،1376)

 سنجش شخصيت و توصيف خصايص شخصيتي از ديرباز مورد توجه روان‏شناسان بوده است. در عصر كنوني شناخت ويژگي‏هاي شخصيتي افراد در بسياري از موقعيت‏هاي زندگي ضرورت پيدا مي‏كند. مشاوران تحصيلي و روان‏شناسان باليني براي راهنمايي و كمك به مراجعان و درمانجويان لازم است ويژگي‏هاي شخصيتي آنان را مورد ارزيابي قرار دهند.

در سنجش شخصيت اساساً سازگاري شخصي مورد ارزيابي قرار مي‏گيرد. اشخاص همواره ناگزيرند كه خود را فعالانه با جنبه‏هاي مختلف فيزيكي، اجتماعي و رواني محيط خود سازگار كنند. در نتيجة فرآيند سازگاري، تنش كاهش مي‏يابد و شخص حالت تعادل پيدا مي‏كند. (شريفي، 1376)

 

اختلال‏هاي شخصيت

مقصود از اختلال‏هاي شخصيت، الگوهايي از رفتار غيرانطباقي است. هنگامي كه ويژگي‏هاي شخصيت چنان انعطاف‏ناپذير و غيرانطباقي شوند كه كاركرد فرد را به ميزان چشمگيري مختل كنند، در اين صورت به اختلال‏هاي شخصيت تبديل مي‏شوند.

برخلاف مبتلايان به اختلال‏هاي عاطفي يا اضطرابي، افراد مبتلا به اختلال‏هاي شخصيت معمولاً ناراحتي يا اضطرابي احساس نمي‏كنند، انگيزش براي تغيير رفتار خود نشان نمي‏دهند و بر خلاف افراد اسكيزوفرنيايي، تماس خود را با واقعيت از دست نمي‏دهند و نابساماني چشمگيري در رفتارشان مشاهده مي‏شود (اتكينسون، هيلگارد، ترجمه براهني و همكاران، 1369).

 تشخيص اختلال‏هاي شخصيت، مستلزم ارزيابي الگوهاي بلندمدت كاركرد فرد است و اين خصايص ويژه شخصيتي بايد از اوايل بزرگسالي آشكار شوند.

صفات شخصيتي كه اين اختلال‏ها را به وجود مي‏آورند بايد هم‏چنين از خصوصياتي كه در پاسخ به عوامل تنش‏زاي ويژه وابسته به موقعيت يا حالت‏هاي رواني موقتي (مانند اختلال‏هاي خلقي يا اضطرابي، مسموميت با مواد) به وجود مي‏آيند، تفكيك شوند (انجمن روان‏پزشكي آمريكا، نيكخو و آواديس يانسن، 1381).

 

ملاك‏هاي تشخيص كلي براي اختلال شخصيت

 الف - يك الگوي پايدار از رفتار و تجربه دروني كه به ميزان قابل ملاحظه‏اي با انتظارات فرهنگي فرد مغايرت دارد. اين الگو در دو مورد از موارد زير آشكار مي‏شود:

 

 1- شناخت (يعني راه‏هاي ادراك و تفسير خويشتن، ديگران و رويدادها)

 2- هيجان پذيري (يعني دامنه، شدت، نااستواري هيجاني و مناسب بودن پاسخ هيجاني)

 3- كاركرد ميان فردي

4- كنترل تكانه

 

 ب - اين الگوي پايدار در گستره وسيعي از موقعيت‏هاي شخصي، اجتماعي، انعطاف‏ناپذير و فراگير است.

 ج - اين الگوي پايدار از لحاظ باليني به پريشاني يا اختلال قابل ملاحظه‏اي در كاركرد اجتماعي، شغلي يا ساير زمينه‏هاي مهم كاركرد منجر مي‏شود.

 د- اين الگو، با ثبات و طولاني مدت است و آغاز آن را مي‏توان دست‏كم در نوجواني يا اوايل بزرگسالي جستجو كرد.

 ه - اين الگوي پايدار، به نحو بهتري به عنوان جلوه يا پيامد اختلال رواني ديگر تبيين نمي‏شود.

 و - اين الگوي پايدار ناشي از اثرات فيزيولوژيايي مستقيم يك ماده مانند (سوء مصرف يك دارو، دارو درماني) نيست.

 

ويژگي‏هاي خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسيت:

 قضاوت‏هاي مربوط به كاركرد شخصيت را بايد با توجه به زمينه قومي، فرهنگي و اجتماعي فرد به عمل آورد. اختلالات شخصيت را نبايد با مشكلات فرهنگ‏پذيري، به دنبال مهاجرت يا با تظاهر عادت‏ها، آداب و رسوم يا ارزش‏هاي مذهبي و سياسي كه با خاستگاه فرهنگي فرد مربوط مي‏شود، اشتباه كرد.

 

مروري بر تحقيقات انجام شده

در تحقيقي كه توسط كرمي نوري (1365) تحت عنوان بررسي رفتاري انزواطلبانه و ارتباط آن با ويژگي‏هاي روان‏شناختي در خانواده و دانش‏آموزان پسر مدارس راهنمايي تهران در دفتر مشاوره و تحقيق آموزش و پرورش صورت گرفت و 267 نوجوان 11 تا 17 ساله در مناطق شمال و جنوب تهران انتخاب شدند و به وسيله تست (MMPI) و تست ريون به جمع‏آوري اطلاعات در مورد آنها اقدام شد.

پس از بررسي نتايج مشخص شد در عوامل مستعد كننده رفتار انزواطلبي،  عوامل شخصيتي و خانوادگي در درجه اول اهميت قرار داشتند. همچنين طبق اين تحقيق، 100درصد پدران اين كودكان داراي رفتار بيمارگونه و تمايلات اختلالات شخصيتي بودند. (صمدي، 1380)

در تحقيقي كه توسط كلانتري (1375) تحت عنوان بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر اختلالات روان‏شناختي و رفتاري در نوجوانان 12 تا 16 ساله مقطع راهنمايي شهر بابك انجام شد، با استفاده از تست MMPI اختلالات شخصيتي سنجيده شد.

 پس از بررسي داده‏ها مشخص شد كه:

 

 1- سطح تحصيلات پدران و مادران دانش‏آموزان كه مشكلات روان‏شناختي دارند پايين‏تر از سطح تحصيلات پدران و مادران دانش‏آموزان عادي است.

 

2- پدران و مادران دانش‏آموزاني كه مشكلات روان‏شناختي دارند در مقايسه با پدران و مادران دانش‏آموزاني كه مشكلات روان‏شناختي ندارند سطح درآمد كمتري دارند.

 

 3- از نظر تعداد اولاد، خانواده‏هاي دانش‏آموزاني كه مشكلات روان‏شناختي داشتند اولاد بيشتري داشتند.

 

 4- ازدواج مجدد در والدين دانش‏آموزاني كه مشكلات روان‏شناختي دارند بيشتر از دانش‏آموزان عادي است.

 

 5- بين فرزند آخر خانواده بودن و اختلال روان‏شناختي رابطه وجود ندارد.

 

6- بين از هم‏گسيختگي خانواده و اختلال رفتاري و روان‏شناختي فرزندان رابطه وجود دارد (مافي، 1381)

 

در پژوهشي كه نادري و سيف‏نراقي(1368) در مورد چگونگي تأثير فشارهاي رواني ناشي از معلوليت جسمي ويژگي‏هاي شخصيتي معلولين و جانبازان ورزشكار و مقايسه آن با افراد عادي انجام دادند، ابزار مورد استفاده، آزمون MMPI بود و نمونه مورد بررسي در اين پژوهش نيز كليه 23 نفر ورزشكار واليباليست مرد معلول و جانباز بودند كه براي شركت در مسابقه دهه فجر 1368 ميهمان فدراسيون ورزش‏هاي جانبازان و معلولين بودند.

نتايج اين پژوهش نشان دادند كه گروه جانبازان و معلولين مورد بررسي در اين پژوهش در تمام وجوه آزمون MMPI در حول محور عادي و طبيعي قرار دارند و حتي در برخي از ويژگي‏ها از جمله ويژگي‏هايي كه توسط PD سنجيده مي‏شود از وضعيت بهتري برخوردار هستند. (آبايان، 1373).

 

   روش تحقيق

 از آن جايي كه اين پژوهش به توصيف رفتار و ويژگي‏هاي روان‏شناختي و اجتماعي افراد حاشيه‏نشين استان مي‏پردازد، بنابراين پژوهش توصيفي و از نوع زمينه‏يابي يا پيمايشي مي‏باشد كه در آن محقق به مطالعه ويژگي‏ها و صفات افراد جامعه مي‏پردازد (حافظ نيا، 1381)

 

    جامعه آماري

 جامعه آماري اين پژوهش، كليه خانواده‏هاي ساكن در مناطق حاشيه‏نشين استان تهران كه شامل اسلامشهر، شهريار، ساوجبلاغ، كرج، دماوند، مردآباد، صباشهر، پاكدشت، خاتون‏آباد، قلعه حسن‏خان، مارليك، فردوسيه زرافشان، ميان‏آباد، خيرآباد، قرچك، نظرآباد، هشتگرد، محمدشهر، خرم‏دشت، حصارك، گلستان، سلطان‏آباد و... مي‏باشد و به صورت تصادفي براساس نحوه پراكندگي جمعيت از مناطق مختلف انتخاب مي‏شود.

 

   حجم نمونه

 حجم نمونه آماري اين پژوهش 1400 نفر است و نمونه آماري اين پژوهش با استفاده از روش نمونه‏گيري احتمالي مي‏باشد. در اين روش با توجه به اين‌كه حجم جامعه به‏طور دقيق از پيش تعيين شده نيست محقق به حوزه تحقيق مراجعه نموده و بخشي از جامعه تحقيق را به عنوان نمونه آماري انتخاب و با آزمودني‏ها مصاحبه انجام مي‏دهد. لذا با استفاده از روش فوق 1400 نفر به عنوان نمونه آماري انتخاب و مورد مصاحبه و آزمون قرار گرفتند. بعد از بررسي پاسخنامه‏ها تعدادي از آنها كه ناقص بودند حذف شد و نهايتاً 1349 پاسخنامه مورد بررسي قرار گرفت.

 

   ابزار تحقيق

 1- پرسشنامه 71 سؤالي MMPI براي شناخت و ارزيابي مشكلات روان‏شناختي خانواده‏هاي مناطق حاشيه‏نشين.

 2- پرسشنامه دموگرافيك براي تعيين ويژگي‏ها و مشخصات فردي آزمودني‏ها

 3- پرسشنامه محقق ساخته براي تشخيص مشكلات خانوادگي، اجتماعي و مسايلي كه در پرسشنامه MMPI مطرح نشده است.

 پرسشنامه چندوجهي مينه‏سوتا  (MMPI)در روان‏شناسي و مطالعات روان‏شناسي از جايگاه ويژه‏اي برخوردار است. اين پرسشنامه بارها در نقاط مختلف جهان بر روي گروه‏هاي متفاوت اجرا گرديده است. اين آزمون يكي از پرمصرف‏ترين پرسشنامه‏هاي شخصيتي باليني بوده است (گري گروث مارنات، 1990 ترجمه پاشا شريفي و نيكخو، 1375).

اين آزمون يك پرسشنامه خودسنجي با پاسخ‏هاي آري يا نه است. اين آزمون داراي سه مقياس روايي و هشت مقياس باليني است. مقياس‏هاي روايي اطلاعاتي را در مورد رويكرد آزمودني نسبت به آزمون فراهم مي‏كند. مانند دادن پاسخ‏هاي غيرواقعي بيمار، بدجلوه دادن خود و يا كوشش براي ارايه يك تصوير خوب از خصايص خود.

اين آزمون در مورد افراد 14 سال به بالا كه حداقل به مدت 8 سال تحصيل كرده باشند به كار مي‏رود. فرم فارسي ميني مالت MMPI كه شامل 71 سؤال مي‏باشند با توجه به شرايط فرهنگي، ارزش‏هاي قومي و ملي، سوابق تجربي افراد ايراني و يادگيري اجتماعي اقتباس شده است.

ارزشيابي ويژگي‏هاي شخصيتي افراد براساس سه ميزان روايي K,F,L و هشت ميزان باليني MA,SC,PT,PA,PD,HY,D,HS صورت مي‏گيرد.

 

 ميزان L: اين ميزان شامل 5 سؤال است كه خستگي و تحجر و كمال‏گرايي غيرمنطقي آزمودني را نشان مي‏دهد.

 ميزان F: شامل 15 سؤال است كه اغتشاش فكر، عدم فهم سوالات، گوشه‏گيري و مردم گريزي را مورد ارزيابي قرار مي‏دهد.

 ميزان :K16سؤال اين ميزان، احساس ناامني، اشكال در كنش‏هاي متقابل و دفاعي بودن شخص مورد آزمايش را نشان مي‏دهد.

 ميزان HS: داراي 14 سؤال است كه انديشناكي در مورد وضع جسماني را مورد ارزيابي قرار مي‏دهد.

 ميزان  :D20 سوال اين ميزان قادر است نااميدي، بدبيني، عدم اعتماد به نفس و بي‏علاقگي را مورد سنجش قرار مي‏دهد.

 ميزان HY: اين ميزان شامل 25 سوال است، توقع و انتظار حمايت از ديگران، درجه بينش نسبت به ناراحتي‏ها و رفتارهاي جنسي پرخاشگرانه را مي‏توان به وسيله اين ميزان مورد ارزيابي قرار داد.

 

 ميزان:PD 19 سؤال اين ميزان قادر است ناسازگاري‏هاي اجتماعي، درجه رضايت از وضع خانوادگي، قدرت استفاده از تجربيات، عصيان‌گري و اجتماع ستيزي را مورد ارزيابي قرار دهد.

 ميزان PA: داراي 14 سؤال مربوط به سوء تعبير رفتار و گفتار ديگران، بدبيني و حساسيت در داد و ستدهاي اجتماعي مي‏باشد.

 

 ميزان:PT 16 سؤال اين ميزان مي‏تواند اضطراب، ترس و دلهره بي‏مورد را مورد ارزشيابي قرار دهد.

 ميزان SC: داراي 20 سؤال است، نحوه پاسخ به اين سؤالات نشان دهنده تخيلات و اوهام مرضي، شكوه و شكايت از وضع خانوادگي، انزواطلبي و شك و ترديد در هويت شخصي مي‏باشد.

 

 ميزان: MA 11 سؤال اين ميزان تغييرات سريع در رفتار، افكار و حالات عاطفي را مورد ارزشيابي قرار مي‏دهد و درجه تسلط و كنترل آدمي را بر واكنش‏هاي خود در برابر محرك‏ها نشان مي‏دهد. (اخوت و جليلي، 1361)

 

روش تجزيه و تحليل داده‏ها

براي تجزيه و تحليل اين پژوهش از روش‏هاي آمار توصيفي و استنباطي استفاده گرديد. با استفاده از روش‏هاي توصيفي اطلاعات موجود در پرسشنامه طبقه‏بندي و استخراج شد و با استفاده از نرم‏افزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و براي تجزيه و تحليل داده‏ها از نرم‏افزار spss و آزمون‏هاي تحليل واريانسي و مجذور كاي استفاده گرديد.

 

نتيجه‏گيري و پيشنهادها

 1- افراد مؤنث نسبت به افراد مذكر در برخي از علايم باليني نمرات بالاتري آورده‏اند به نظر مي‏رسد كه قسمت عمده بار مشكلات زندگي را زنان متحمل مي‏شوند، بيكاري، بدخلقي، اعتياد شوهر، رفتار نامناسب فرزندان بيشتر مادر را تحت تأثير قرار مي‏دهد.

 

 2- افراد با تحصيلات بالاتر علايم باليني كمتري نسبت به افراد با تحصيلات پايين‌تر داشته‏اند. بدين معني كه ميزان بينش و سطوح شناختي در رفع مشكلات و پيدا كردن راهكارهاي متعدد براي حل مشكلات مؤثر است.

 

 3- مشاجره و درگيري در خانواده باعث تضعيف اعصاب و بروز بيماري‏هاي روان تني مي‏گردد. قدرت تعقل را كاهش مي‏دهد و زمينه را براي بزهكاري فرزندان و فرار آنها از خانواده مهيا مي‏كند.

 

 نظر به اينكه اكثريت افراد شغل آزاد دارند ضرورت دارد در برنامه‏هاي آموزشي اين امر لحاظ شود. و اين برنامه‏ها متناسب با وضعيت آنها تنظيم گردد.

 

 4- نظر به اينكه 34 درصد افراد مورد مطالعه مشكلات عاطفي و خانوادگي داشته و يا دارند و تنها5/5 درصد از آنها به مراكز مشاوره و مددكاري مراجعه داشته‏اند لزوم تأسيس مراكز خدمات مشاوره‏اي به عنوان اصل پيشگيري اوليه لازم و ضروري مي‏باشد. در غير اين صورت، آموزش شيوه‏هاي مقابله با مشكلات عاطفي و خانوادگي به صورت برگزاري كلاس‏ها، تهيه جزوات آموزشي و راهنمايي و مشاوره تلفني لازم و ضروري است.

 

 5- با توجه به اينكه علت اكثريت ناهنجاري‏هاي منطقه از نظر پاسخگويان بيكاري، اعتياد و فقر است، لازم است در برنامه‏ريزي‏هاي آتي به آنها توجه شود.

 

 6- نظر به اينكه اكثريت پاسخ دهندگان علت مشكلاتشان را عدم نظارت دقيق نيروي انتظامي مي‏دانند، لازم است در خصوص عملكرد كاركنان نيرو در مناطق مورد مطالعه بررسي بيشتري به عمل آيد.

 

  منابع

 1- آبايان، شيوا (1373) بررسي اختلال رفتاري و شخصيتي در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه، پايان‏نامه كارشناسي دانشگاه آزاد

 2- اخوت، ولي‏الله جليلي، احمد (1361) مجله نظام‏پزشكي

 3- انجمن روان‏پزشكان آمريكا (1381)، متن تجديدنظر شده راهنماي تشخيصي و آماري اختلال‏هاي رواني، ترجمه محمدرضا نيكخو و هاماياك، آواديس يانسن، انتشارات سخن

 4- حافظ‌نيا، محمدرضا (1381) مقدمه‏اي بر روش تحقيق در علوم انساني، انتشارات سمت.

 5- داك ورث و اندرسون (1381) راهنماي تفسير آزمون , MMPI1 MMPI2 ، ترجمه دكتر حسن پاشا شريفي و دكتر محمدرضا نيكخو، انتشارات سخن

 6- پاشا شريفي، حسن (1376) نظريه و كاربرد آزمون‏هاي هوش و شخصيت، انتشارات سخن

 7- فيروزه صمدي، خديجه (1380) بررسي تعارضات خانوادگي در بروز انواع اختلالات روان‏شناختي و رفتاري در دانش‏آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر تهران، پايان‏نامه كارشناسي ارشد روان‏شناسي دانشگاه الزهرا

 8- مافي، مهوش (1381) بررسي ويژگي‏هاي روان‏شناختي مرتكبين خشونت خانوادگي. پايان‏نامه كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا

 9- مجموعه مقالات حاشيه‏نشيني و اسكان غيررسمي (1382) دانشگاه علوم بهزيستي و توان‏بخشي. دكتر حبيب‏الله آقابخشي. دكتر علي حاج يوسفي. دكتر حسن كاكويي جلد اول و جلد دوم

 10- اتكينسون (1380) زمينه روان‏شناسي هيلگارد، ترجمه محمدنقي براهني و همكاران. جلد دوم انتشارات رشد.

 

http://84.11.32.137/wfHomePage.aspx