بررسي ويژگيهاي روانشناختي افرادحاشيهنشين استان تهران
بررسي ويژگيهاي روانشناختي افرادحاشيهنشين استان تهران
خانم دكتر فردوس قماشچي
پديده حاشيهنشيني و به عبارت بهتر زندگي حاشيهاي از جمله پديدههاي مهم اجتماعي است كه در اثر مهاجرت خانواده روستايي به شهر در طي 30 سال گذشته به وقوع پيوسته است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، سرکار خانم دكتر فردوس قماشچي مديرکل مرکز مشاوره و مدد کاري معاونت اجتماعي و ارشاد ناجا با همكاري كارشناسان اداره كل مشاوره و مددكاري اجتماعي به بررسي ويژگيهاي روانشناختي افراد حاشيهنشين استان تهران پرداخته که گزارش ذيل نتيجه زحمات آن عزيزان مي باشد.
براساس اين گزارش، جامعه آماري اين پژوهش كليه خانوادههاي ساكن در مناطق حاشيهنشين استان تهران ميباشد و حجم نمونه 1400 نفر و روش نمونهگيري احتمالي است هم چنين در اين پژوهش از آزمون MMPI در سنجش ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين استفاده شده است.
پرسشنامه دموگرافيك براي توصيف ويژگيهاي آزمودنيها و پرسشنامه محقق ساخته در جهت بررسي مشكلات خانوادگي و اجتماعي افراد نمونه استفاده شد.
از آمار توصيفي جهت توصيف دادهها و از آمار استنباطي با نرمافزار spss جهت تجزيه و تحليل دادهها و رد يا تأييد فرضيههاي پژوهش استفاده شد. اين پژوهش داراي 3 فرضيه بود اولين فرضيه پژوهش بررسي رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و جنسيت آنها بود.
نتيجه محاسبه نشان داد كه ميان افراد مؤنث و مذكر از نظر مقياسهاي هيپوكندريا، افسردگي، هيستري، و ضعف رواني تفاوت معنيداري وجود دارد و افراد مؤنث در مقياسهاي فوق نمرات بيشتري ميآوردند.
دومين فرضيه پژوهش مربوط به رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و تحصيلات آنها ميباشد كه نتايج نشان داد كه ميان افراد مورد مطالعه با توجه به سطح تحصيلات از نظر مقياسهاي پارانويا، ضعف رواني و اسكيزوفرن تفاوت معنيداري وجود دارد و افرادي كه سطح تحصيلات بالاتري دارند در مقياسهاي فوق نمرات كمتري دارند.
سومين فرضيه پژوهش مربوط به رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و ميزان مشاجره و درگيري آنها در خانواده ميباشد. تحليل انجام شده نشان داد در خانوادههايي كه ميزان مشاجره و درگيري آنها بيشتر بود در مقياسهاي افسردگي، انحرافات اجتماعي - رواني، ضعف رواني، اسكيزوفرني تفاوت معنيداري وجود دارد.
مقدمه:
حاشيهنشيني به توسعه شهري اطلاق ميشود كه بدون برنامهريزي، هدايت، كنترل و بدون رعايت مقررات شهرسازي توسط توده مردم ايجاد ميشود.
پيامد گسترش شهرنشيني و پيدايش شهرهاي بزرگ ايجاد محلههاي حاشيهنشين با بافت نابسامان است كه معمولاً ساكنين آن را مهاجرين روستايي يا اقشار كم درآمد شهري تشكيل ميدهند كه از نظر اشتغال داراي مشاغل كاذب ميباشند.
بهطور كل مهاجرت از مناطق روستايي يا شهرهاي سنتي به شهرهاي بزرگ موجب از دست دادن خلق و خوي پيشين و كسب خلق و خوي جديد و ضعيف شدن عملكرد فردي، گروهي و اجتماعي حاشيهنشينان ميشود و اين افراد در اجراي نقشهاي محوله دچار شكست و ناكامي ميشوند و كارآيي خود را از دست ميدهند (مجموعه مقالات، 1382).
تحركي كه به تغيير محل سكونت، تغيير مدرسه فرزندان خانواده، لزوم ايجاد ارتباطات جديد و جز آن ميانجامد بحران تعارضهاي خانوادگي را تشديد ميكند. نتيجه چنين تغييري، افزايش بزهكاري و خشونت در جوانان است.
از بين رفتن تدريجي گروههاي سني و از هم پاشيدگي نظامهاي استقرار يافته پيشين، اشخاص سالمند را از هر نوع حمايت اجتماعي محروم ميكند.
تغييرات وابسته به محيط يعني از يكسو صنعتي شدن، شهري شدن و تغيير بافت شهري و از ديگر سو تغييرات بسيار سريع اقتصادي نيز به دگرگوني وضع اجتماعي منتهي ميشود و به نظر ميرسد كه تفاوتهاي فرهنگي چشمگير به افزايش تنيدگي در مهاجران ميانجامد (دادستان، 1377).
طرح مسأله
پديده حاشيهنشيني و به عبارت بهتر زندگي حاشيهاي از جمله پديدههاي مهم اجتماعي است كه در اثر مهاجرت خانواده روستايي به شهر در طي 30 سال گذشته به وقوع پيوسته است.
اكثر جمعيت ساكن اين مناطق را مهاجران روستايي تشكيل ميدهند. روستايياني كه به علت تهيدستي و درآمد كم، كار طاقتفرسا، محروميت و نداشتن رفاه اجتماعي و وسايل آموزشي براي اشتغال و كسب درآمد زياد و يا نيل به آرزوهاي خويش به به شهرها مهاجرت نمودهاند؛ مهاجريني كه در توشه بار خود اعتقادات مذهبي و آداب و رسوم زادگاه خويش را به همراه ميبرند؛ در مواجهه با ارزشهاي فرهنگي و الگوهاي رفتاري رايج در جامعه شهري دچار تعارضات و تناقضات بسياري ميگردند. معمولاً زندگي پس از مهاجرت و سكونت در شهر براي مهاجرين در كنار مسايل و مشكلات اقتصادي داراي پيامدهاي رواني بسيار است.
انحرافات اجتماعي و آسيبهاي شايع در اين مناطق نيز همواره مورد بحث كارشناسان و محققين علوم اجتماعي و جرمشناسي بوده است عدم توان دولتها در تأمين امكانات اجتماعي و زيربنايي زندگي زمينه را براي بروز خشونت، جرم، جنايت و انواع انحرافات اجتماعي فراهم آورده است.
بررسيهاي انجام شده در جوامع مختلف بيانگر تأثير شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم منطقه بر بهداشت رواني افراد بوده و در صورتي كه حداقل عوامل زيستي، اجتماعي و فرهنگي براي آنها فراهم نشود آسيبهاي اجتماعي شتاب بيشتري از خود نشان ميدهند. (مجموعه مقالات، 1382)
اهداف كلي پژوهش
1- بررسي ويژگيهاي روانشناختي و شخصيتي افراد حاشيهنشين استان تهران.
2- ارايه راهكارهاي لازم به منظور ارتقاء سطح سلامت و بهداشت رواني افراد حاشيهنشين.
اهداف جزئي پژوهش
1- بررسي رابطه و شناسايي شايعترين مشكلات روانشناختي افراد حاشيهنشين
2- بررسي رابطة تحصيلات افراد حاشيهنشين با مشكلات روانشناختي آنان
3- بررسي تأثير اختلاف و مشاجره والدين در سلامت رواني فرزندان حاشيهنشين
فرضيههاي پژوهش
1- بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و جنسيت آنها رابطه معنيداري وجود دارد.
2- بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و تحصيلات آنها رابطه معنيداري وجود دارد.
3- بين ويژگيهاي شخصيتي افراد حاشيهنشين و ميزان مشاجره و درگيري در خانواده رابطه معنيداري وجود دارد.
ديدگاههايي درباره حاشيهنشيني
بهطور كل ديدگاههايي كه در مورد پديده حاشيهنشيني شهري وجود دارد را ميتوان به سه دسته كلي طبقهبندي كرد:
نظريه ليبرالي
اين ديدگاه با آن كه به برخي از ابعاد پديده حاشيهنشيني توجه دارد، اما تحليل ريشهاي از مسأله به دست نميدهد و بيشتر به بعضي جنبههاي اجتماعي، فيزيكي و اقتصادي حاشيهنشيني تأكيد دارد. تحليلهايي كه آنان از روابط اقتصادي كشورهاي در حال توسعه ارايه ميدهند، بهطور عمومي براساس شناخت عوامل دروني است و از بيان تأثيرات متقابل عوامل بروني و دروني نظام اقتصادي و عملكرد روابط بينالمللي اقتصادي كشورهاي توسعهيافته بر كشورهاي در حال توسعه پرهيز دارند.
نظريه مالتوسي
به عقيده اين دانشمندان، فقر شديد گروه كثيري از افراد جامعه و پديده حاشيهنشيني شهري كه باعث بروز آسيبهاي اجتماعي مانند، انواع بزهكاريها، قتل و جنايت و ساير مشكلات اجتماعي كشورهاي در حال توسعه ميشود، به رشد جمعيت اين كشورها نيز بستگي دارد. به عقيده مالتوسيهاي جديد، مسبب بيكاري و فقر و حاشيهنشيني، جمعيت بيش از حد است. (مجموعه مقالات جلد اول، 1382)
نظريه كليت وابستگي و ساختارگرايان
نظريهپردازان و متفكران مكتب وابستگي و ساختارگرايان در آمريكاي لاتين مانند كوندرفونك، دوس رومانتوس، فورتادو و مانوئل كاستل و ديگران عقبماندگي كشورهاي در حال توسعه را معلول پيشرفت اقتصادي كشورهاي توسعه يافته كنوني ميدانستند كه به موازات رشد نامتعادل، نابرابري درآمدها افزايش مييابد و عدم تعادلهاي ساختاري جامعه شدت مييابد و برآيند عملكرد توسعه وابسته، پيدايش شكاف طبقاتي ميان شهر و روستا و در نتيجه ظهور گروههاي حاشيهنشين شهري است.
گوندورفرانك بر اين باور است كه كشورهاي توسعه نيافته در صورت وابستگي به كشورهاي سرمايهداري كه در آن بازارهاي وسيع مبتني بر افزايش مداوم و توليد انبوه، مصرف و ادغام در بازارهاي جهاني شكل گرفته، نميتوانند مسير و فرايند مستقل، يعني توسعه درونزا را آغاز كنند.
مانوئل كاستل درباره گروههاي حاشيهاي در شهرهاي در حال توسعه ميگويد: شهرنشيني با آهنگ شتابندهاي گسترش مييابد و امكانات و تسهيلات زيربنايي و اجتماعي شهري نيز متناسب با افزايش جمعيت شهرها تأمين نميشود و در اثر كمبود تسهيلات زيربنايي اجتماعي و فيزيكي، سكونتگاهها و محلههاي نامتعارف از قبيل زاغهها و آلونكهاي حاشيهاي كه از طريق مهاجران تازهوارد و تهيدست برپا شده به وجود ميآيند. (همان منبع)
از ديدگاه انديشمندان مكتب جامعهگرا و جامعهگرايان جديد، حاشيهنشيني و پيدايش گروههاي حاشيهاي و فقير در جامعههاي شهري كشورهاي در حال توسعه، ناشي از عملكرد روند طبيعي تضاد ميان كار و سرمايه است.
نتيجه قهري عملكرد قوانين حاكم بر نظام اقتصادي و سرمايهداري، تمركز و انباشت سرمايه، رشد نامتعادل اقتصادي و بروز تضادهاي اجتماعي است.
بنابراين در جريان تحولات ناهماهنگ جامعه سرمايهداري، بروز تضادها و مشكلات اجتماعي از جمله پيدايش حاشيهنشيني در شهرهاي بزرگ اجتنابناپذير است.
تعريف شخصيت
شخصيت عبارتست از سبكهاي ويژهاي كه هر فرد در فكر كردن و رفتار كردن دارد. به عبارت ديگر نحوه خاص فكر كردن و رفتار كردن هر فرد منعكسكننده شخصيت وي است. شخصيت شامل مجموعهاي از خصايص يك شخص است كه الگوهاي پايدار پاسخ به موقعيتها را تعيين ميكند (شريفي، 1376)
منظور از پايان رفتار آن است كه آيا اشخاص در گستره وسيعي از موقعيتهاي گوناگون به گونهاي نسبتاً ثابت رفتار ميكنند يا نه اگر بپذيريم كه رفتار آدمي در موقعيتهاي مختلف از ثبات و پايايي نسبي برخوردار نيست، در اين صورت سنجش شخصيت، علايق، تواناييها و هرگونه تفاوتهاي فردي بيمعنا خواهد بود. بديهي است رفتار آدمي در موقعيتهاي مختلف كاملاً يكسان نيست، با وجود اين، از ثبات نسبي برخوردار است. (شريفي،1376)
سنجش شخصيت و توصيف خصايص شخصيتي از ديرباز مورد توجه روانشناسان بوده است. در عصر كنوني شناخت ويژگيهاي شخصيتي افراد در بسياري از موقعيتهاي زندگي ضرورت پيدا ميكند. مشاوران تحصيلي و روانشناسان باليني براي راهنمايي و كمك به مراجعان و درمانجويان لازم است ويژگيهاي شخصيتي آنان را مورد ارزيابي قرار دهند.
در سنجش شخصيت اساساً سازگاري شخصي مورد ارزيابي قرار ميگيرد. اشخاص همواره ناگزيرند كه خود را فعالانه با جنبههاي مختلف فيزيكي، اجتماعي و رواني محيط خود سازگار كنند. در نتيجة فرآيند سازگاري، تنش كاهش مييابد و شخص حالت تعادل پيدا ميكند. (شريفي، 1376)
اختلالهاي شخصيت
مقصود از اختلالهاي شخصيت، الگوهايي از رفتار غيرانطباقي است. هنگامي كه ويژگيهاي شخصيت چنان انعطافناپذير و غيرانطباقي شوند كه كاركرد فرد را به ميزان چشمگيري مختل كنند، در اين صورت به اختلالهاي شخصيت تبديل ميشوند.
برخلاف مبتلايان به اختلالهاي عاطفي يا اضطرابي، افراد مبتلا به اختلالهاي شخصيت معمولاً ناراحتي يا اضطرابي احساس نميكنند، انگيزش براي تغيير رفتار خود نشان نميدهند و بر خلاف افراد اسكيزوفرنيايي، تماس خود را با واقعيت از دست نميدهند و نابساماني چشمگيري در رفتارشان مشاهده ميشود (اتكينسون، هيلگارد، ترجمه براهني و همكاران، 1369).
تشخيص اختلالهاي شخصيت، مستلزم ارزيابي الگوهاي بلندمدت كاركرد فرد است و اين خصايص ويژه شخصيتي بايد از اوايل بزرگسالي آشكار شوند.
صفات شخصيتي كه اين اختلالها را به وجود ميآورند بايد همچنين از خصوصياتي كه در پاسخ به عوامل تنشزاي ويژه وابسته به موقعيت يا حالتهاي رواني موقتي (مانند اختلالهاي خلقي يا اضطرابي، مسموميت با مواد) به وجود ميآيند، تفكيك شوند (انجمن روانپزشكي آمريكا، نيكخو و آواديس يانسن، 1381).
ملاكهاي تشخيص كلي براي اختلال شخصيت
الف - يك الگوي پايدار از رفتار و تجربه دروني كه به ميزان قابل ملاحظهاي با انتظارات فرهنگي فرد مغايرت دارد. اين الگو در دو مورد از موارد زير آشكار ميشود:
1- شناخت (يعني راههاي ادراك و تفسير خويشتن، ديگران و رويدادها)
2- هيجان پذيري (يعني دامنه، شدت، نااستواري هيجاني و مناسب بودن پاسخ هيجاني)
3- كاركرد ميان فردي
4- كنترل تكانه
ب - اين الگوي پايدار در گستره وسيعي از موقعيتهاي شخصي، اجتماعي، انعطافناپذير و فراگير است.
ج - اين الگوي پايدار از لحاظ باليني به پريشاني يا اختلال قابل ملاحظهاي در كاركرد اجتماعي، شغلي يا ساير زمينههاي مهم كاركرد منجر ميشود.
د- اين الگو، با ثبات و طولاني مدت است و آغاز آن را ميتوان دستكم در نوجواني يا اوايل بزرگسالي جستجو كرد.
ه - اين الگوي پايدار، به نحو بهتري به عنوان جلوه يا پيامد اختلال رواني ديگر تبيين نميشود.
و - اين الگوي پايدار ناشي از اثرات فيزيولوژيايي مستقيم يك ماده مانند (سوء مصرف يك دارو، دارو درماني) نيست.
ويژگيهاي خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسيت:
قضاوتهاي مربوط به كاركرد شخصيت را بايد با توجه به زمينه قومي، فرهنگي و اجتماعي فرد به عمل آورد. اختلالات شخصيت را نبايد با مشكلات فرهنگپذيري، به دنبال مهاجرت يا با تظاهر عادتها، آداب و رسوم يا ارزشهاي مذهبي و سياسي كه با خاستگاه فرهنگي فرد مربوط ميشود، اشتباه كرد.
مروري بر تحقيقات انجام شده
در تحقيقي كه توسط كرمي نوري (1365) تحت عنوان بررسي رفتاري انزواطلبانه و ارتباط آن با ويژگيهاي روانشناختي در خانواده و دانشآموزان پسر مدارس راهنمايي تهران در دفتر مشاوره و تحقيق آموزش و پرورش صورت گرفت و 267 نوجوان 11 تا 17 ساله در مناطق شمال و جنوب تهران انتخاب شدند و به وسيله تست (MMPI) و تست ريون به جمعآوري اطلاعات در مورد آنها اقدام شد.
پس از بررسي نتايج مشخص شد در عوامل مستعد كننده رفتار انزواطلبي، عوامل شخصيتي و خانوادگي در درجه اول اهميت قرار داشتند. همچنين طبق اين تحقيق، 100درصد پدران اين كودكان داراي رفتار بيمارگونه و تمايلات اختلالات شخصيتي بودند. (صمدي، 1380)
در تحقيقي كه توسط كلانتري (1375) تحت عنوان بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر اختلالات روانشناختي و رفتاري در نوجوانان 12 تا 16 ساله مقطع راهنمايي شهر بابك انجام شد، با استفاده از تست MMPI اختلالات شخصيتي سنجيده شد.
پس از بررسي دادهها مشخص شد كه:
1- سطح تحصيلات پدران و مادران دانشآموزان كه مشكلات روانشناختي دارند پايينتر از سطح تحصيلات پدران و مادران دانشآموزان عادي است.
2- پدران و مادران دانشآموزاني كه مشكلات روانشناختي دارند در مقايسه با پدران و مادران دانشآموزاني كه مشكلات روانشناختي ندارند سطح درآمد كمتري دارند.
3- از نظر تعداد اولاد، خانوادههاي دانشآموزاني كه مشكلات روانشناختي داشتند اولاد بيشتري داشتند.
4- ازدواج مجدد در والدين دانشآموزاني كه مشكلات روانشناختي دارند بيشتر از دانشآموزان عادي است.
5- بين فرزند آخر خانواده بودن و اختلال روانشناختي رابطه وجود ندارد.
6- بين از همگسيختگي خانواده و اختلال رفتاري و روانشناختي فرزندان رابطه وجود دارد (مافي، 1381)
در پژوهشي كه نادري و سيفنراقي(1368) در مورد چگونگي تأثير فشارهاي رواني ناشي از معلوليت جسمي ويژگيهاي شخصيتي معلولين و جانبازان ورزشكار و مقايسه آن با افراد عادي انجام دادند، ابزار مورد استفاده، آزمون MMPI بود و نمونه مورد بررسي در اين پژوهش نيز كليه 23 نفر ورزشكار واليباليست مرد معلول و جانباز بودند كه براي شركت در مسابقه دهه فجر 1368 ميهمان فدراسيون ورزشهاي جانبازان و معلولين بودند.
نتايج اين پژوهش نشان دادند كه گروه جانبازان و معلولين مورد بررسي در اين پژوهش در تمام وجوه آزمون MMPI در حول محور عادي و طبيعي قرار دارند و حتي در برخي از ويژگيها از جمله ويژگيهايي كه توسط PD سنجيده ميشود از وضعيت بهتري برخوردار هستند. (آبايان، 1373).
روش تحقيق
از آن جايي كه اين پژوهش به توصيف رفتار و ويژگيهاي روانشناختي و اجتماعي افراد حاشيهنشين استان ميپردازد، بنابراين پژوهش توصيفي و از نوع زمينهيابي يا پيمايشي ميباشد كه در آن محقق به مطالعه ويژگيها و صفات افراد جامعه ميپردازد (حافظ نيا، 1381)
جامعه آماري
جامعه آماري اين پژوهش، كليه خانوادههاي ساكن در مناطق حاشيهنشين استان تهران كه شامل اسلامشهر، شهريار، ساوجبلاغ، كرج، دماوند، مردآباد، صباشهر، پاكدشت، خاتونآباد، قلعه حسنخان، مارليك، فردوسيه زرافشان، ميانآباد، خيرآباد، قرچك، نظرآباد، هشتگرد، محمدشهر، خرمدشت، حصارك، گلستان، سلطانآباد و... ميباشد و به صورت تصادفي براساس نحوه پراكندگي جمعيت از مناطق مختلف انتخاب ميشود.
حجم نمونه
حجم نمونه آماري اين پژوهش 1400 نفر است و نمونه آماري اين پژوهش با استفاده از روش نمونهگيري احتمالي ميباشد. در اين روش با توجه به اينكه حجم جامعه بهطور دقيق از پيش تعيين شده نيست محقق به حوزه تحقيق مراجعه نموده و بخشي از جامعه تحقيق را به عنوان نمونه آماري انتخاب و با آزمودنيها مصاحبه انجام ميدهد. لذا با استفاده از روش فوق 1400 نفر به عنوان نمونه آماري انتخاب و مورد مصاحبه و آزمون قرار گرفتند. بعد از بررسي پاسخنامهها تعدادي از آنها كه ناقص بودند حذف شد و نهايتاً 1349 پاسخنامه مورد بررسي قرار گرفت.
ابزار تحقيق
1- پرسشنامه 71 سؤالي MMPI براي شناخت و ارزيابي مشكلات روانشناختي خانوادههاي مناطق حاشيهنشين.
2- پرسشنامه دموگرافيك براي تعيين ويژگيها و مشخصات فردي آزمودنيها
3- پرسشنامه محقق ساخته براي تشخيص مشكلات خانوادگي، اجتماعي و مسايلي كه در پرسشنامه MMPI مطرح نشده است.
پرسشنامه چندوجهي مينهسوتا (MMPI)در روانشناسي و مطالعات روانشناسي از جايگاه ويژهاي برخوردار است. اين پرسشنامه بارها در نقاط مختلف جهان بر روي گروههاي متفاوت اجرا گرديده است. اين آزمون يكي از پرمصرفترين پرسشنامههاي شخصيتي باليني بوده است (گري گروث مارنات، 1990 ترجمه پاشا شريفي و نيكخو، 1375).
اين آزمون يك پرسشنامه خودسنجي با پاسخهاي آري يا نه است. اين آزمون داراي سه مقياس روايي و هشت مقياس باليني است. مقياسهاي روايي اطلاعاتي را در مورد رويكرد آزمودني نسبت به آزمون فراهم ميكند. مانند دادن پاسخهاي غيرواقعي بيمار، بدجلوه دادن خود و يا كوشش براي ارايه يك تصوير خوب از خصايص خود.
اين آزمون در مورد افراد 14 سال به بالا كه حداقل به مدت 8 سال تحصيل كرده باشند به كار ميرود. فرم فارسي ميني مالت MMPI كه شامل 71 سؤال ميباشند با توجه به شرايط فرهنگي، ارزشهاي قومي و ملي، سوابق تجربي افراد ايراني و يادگيري اجتماعي اقتباس شده است.
ارزشيابي ويژگيهاي شخصيتي افراد براساس سه ميزان روايي K,F,L و هشت ميزان باليني MA,SC,PT,PA,PD,HY,D,HS صورت ميگيرد.
ميزان L: اين ميزان شامل 5 سؤال است كه خستگي و تحجر و كمالگرايي غيرمنطقي آزمودني را نشان ميدهد.
ميزان F: شامل 15 سؤال است كه اغتشاش فكر، عدم فهم سوالات، گوشهگيري و مردم گريزي را مورد ارزيابي قرار ميدهد.
ميزان :K16سؤال اين ميزان، احساس ناامني، اشكال در كنشهاي متقابل و دفاعي بودن شخص مورد آزمايش را نشان ميدهد.
ميزان HS: داراي 14 سؤال است كه انديشناكي در مورد وضع جسماني را مورد ارزيابي قرار ميدهد.
ميزان :D20 سوال اين ميزان قادر است نااميدي، بدبيني، عدم اعتماد به نفس و بيعلاقگي را مورد سنجش قرار ميدهد.
ميزان HY: اين ميزان شامل 25 سوال است، توقع و انتظار حمايت از ديگران، درجه بينش نسبت به ناراحتيها و رفتارهاي جنسي پرخاشگرانه را ميتوان به وسيله اين ميزان مورد ارزيابي قرار داد.
ميزان:PD 19 سؤال اين ميزان قادر است ناسازگاريهاي اجتماعي، درجه رضايت از وضع خانوادگي، قدرت استفاده از تجربيات، عصيانگري و اجتماع ستيزي را مورد ارزيابي قرار دهد.
ميزان PA: داراي 14 سؤال مربوط به سوء تعبير رفتار و گفتار ديگران، بدبيني و حساسيت در داد و ستدهاي اجتماعي ميباشد.
ميزان:PT 16 سؤال اين ميزان ميتواند اضطراب، ترس و دلهره بيمورد را مورد ارزشيابي قرار دهد.
ميزان SC: داراي 20 سؤال است، نحوه پاسخ به اين سؤالات نشان دهنده تخيلات و اوهام مرضي، شكوه و شكايت از وضع خانوادگي، انزواطلبي و شك و ترديد در هويت شخصي ميباشد.
ميزان: MA 11 سؤال اين ميزان تغييرات سريع در رفتار، افكار و حالات عاطفي را مورد ارزشيابي قرار ميدهد و درجه تسلط و كنترل آدمي را بر واكنشهاي خود در برابر محركها نشان ميدهد. (اخوت و جليلي، 1361)
روش تجزيه و تحليل دادهها
براي تجزيه و تحليل اين پژوهش از روشهاي آمار توصيفي و استنباطي استفاده گرديد. با استفاده از روشهاي توصيفي اطلاعات موجود در پرسشنامه طبقهبندي و استخراج شد و با استفاده از نرمافزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و براي تجزيه و تحليل دادهها از نرمافزار spss و آزمونهاي تحليل واريانسي و مجذور كاي استفاده گرديد.
نتيجهگيري و پيشنهادها
1- افراد مؤنث نسبت به افراد مذكر در برخي از علايم باليني نمرات بالاتري آوردهاند به نظر ميرسد كه قسمت عمده بار مشكلات زندگي را زنان متحمل ميشوند، بيكاري، بدخلقي، اعتياد شوهر، رفتار نامناسب فرزندان بيشتر مادر را تحت تأثير قرار ميدهد.
2- افراد با تحصيلات بالاتر علايم باليني كمتري نسبت به افراد با تحصيلات پايينتر داشتهاند. بدين معني كه ميزان بينش و سطوح شناختي در رفع مشكلات و پيدا كردن راهكارهاي متعدد براي حل مشكلات مؤثر است.
3- مشاجره و درگيري در خانواده باعث تضعيف اعصاب و بروز بيماريهاي روان تني ميگردد. قدرت تعقل را كاهش ميدهد و زمينه را براي بزهكاري فرزندان و فرار آنها از خانواده مهيا ميكند.
نظر به اينكه اكثريت افراد شغل آزاد دارند ضرورت دارد در برنامههاي آموزشي اين امر لحاظ شود. و اين برنامهها متناسب با وضعيت آنها تنظيم گردد.
4- نظر به اينكه 34 درصد افراد مورد مطالعه مشكلات عاطفي و خانوادگي داشته و يا دارند و تنها5/5 درصد از آنها به مراكز مشاوره و مددكاري مراجعه داشتهاند لزوم تأسيس مراكز خدمات مشاورهاي به عنوان اصل پيشگيري اوليه لازم و ضروري ميباشد. در غير اين صورت، آموزش شيوههاي مقابله با مشكلات عاطفي و خانوادگي به صورت برگزاري كلاسها، تهيه جزوات آموزشي و راهنمايي و مشاوره تلفني لازم و ضروري است.
5- با توجه به اينكه علت اكثريت ناهنجاريهاي منطقه از نظر پاسخگويان بيكاري، اعتياد و فقر است، لازم است در برنامهريزيهاي آتي به آنها توجه شود.
6- نظر به اينكه اكثريت پاسخ دهندگان علت مشكلاتشان را عدم نظارت دقيق نيروي انتظامي ميدانند، لازم است در خصوص عملكرد كاركنان نيرو در مناطق مورد مطالعه بررسي بيشتري به عمل آيد.
منابع
1- آبايان، شيوا (1373) بررسي اختلال رفتاري و شخصيتي در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه، پاياننامه كارشناسي دانشگاه آزاد
2- اخوت، وليالله جليلي، احمد (1361) مجله نظامپزشكي
3- انجمن روانپزشكان آمريكا (1381)، متن تجديدنظر شده راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني، ترجمه محمدرضا نيكخو و هاماياك، آواديس يانسن، انتشارات سخن
4- حافظنيا، محمدرضا (1381) مقدمهاي بر روش تحقيق در علوم انساني، انتشارات سمت.
5- داك ورث و اندرسون (1381) راهنماي تفسير آزمون , MMPI1 MMPI2 ، ترجمه دكتر حسن پاشا شريفي و دكتر محمدرضا نيكخو، انتشارات سخن
6- پاشا شريفي، حسن (1376) نظريه و كاربرد آزمونهاي هوش و شخصيت، انتشارات سخن
7- فيروزه صمدي، خديجه (1380) بررسي تعارضات خانوادگي در بروز انواع اختلالات روانشناختي و رفتاري در دانشآموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر تهران، پاياننامه كارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه الزهرا
8- مافي، مهوش (1381) بررسي ويژگيهاي روانشناختي مرتكبين خشونت خانوادگي. پاياننامه كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا
9- مجموعه مقالات حاشيهنشيني و اسكان غيررسمي (1382) دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي. دكتر حبيبالله آقابخشي. دكتر علي حاج يوسفي. دكتر حسن كاكويي جلد اول و جلد دوم
10- اتكينسون (1380) زمينه روانشناسي هيلگارد، ترجمه محمدنقي براهني و همكاران. جلد دوم انتشارات رشد.
http://84.11.32.137/wfHomePage.aspx