عملكرد و موقعيت استقرار شهرها

 

نقش و عملكرد شهرها

از زمان پيدايش شهرها، عوامل متعددي در ايجاد شهرها مؤثر بوده‌اند. شرايط مناسب جغرافيايي و اقليمي ، اعتقادات و باورها ، عامل پدافندي و نظامي ، عامل بازرگاني و عامل سياسي ، حكومتي و اداري، از جمله عواملي بوده كه در دوره‌هاي زماني مختلف ، به شكل متفاوتي زمينه ايجاد شهرها را فراهم نموده‌اند. در ايران ايجاد شهرها در نزديكي چشمه‌سارها و با فاصله مناسب از رودخانه‌ها (عامل جغرافيايي) ، تكيه و تأكيد بر نيايشگاههاي شهر و سپردن موقعيت برتر بدان (چغازنبيل و فيروزآباد) و ايجاد و توسعه شهرهايي چون مشهد و قم (عامل ديني)، ايجاد استحكامات پدافندي مشتركي چون ديوارـ سد انوشيروان در منطقه گرگان به طول 300 كيلومتر و همچنين ايجاد سدهاي تميشه ، دربند و مرو، و در سده‌هاي اخير ايجاد شهر بوشهر (عامل نظامي) ، ايجاد شهرهاي متعدد در مسير اصلي و فرعي جاده ابريشم (عامل بازرگاني)  و ايجاد و يا توسعه شهرهايي با هدف سياسي و انتخاب پايتخت (پاسارگاد و تهران) ، مؤيد عوامل فوق‌الذكر است (ورجاوند ، 1374).

در سده هاي اخير، برخي از عوامل فوق الذكر، از جمله عامل نظامي ، اهميت كمتري يافته است و در مقابل ، عوامل و نقشهاي جديدي چون صنعت و معدن موجب ايجاد شهرها شده اند. برخي از شهرهاي ايران به دليل توسعه صنعت و صرفاً براي پاسخگويي به اشتغال يك يا چند كارخانه صنعتي و يا استخراج معدن به وجود آمده و يا توسعه يافته‌اند.

دلايلي كه موجب ايجاد شهرها شده اند بعضاً نقش شهرها را نيز مشخص نموده اند. دانشمندان رشته هاي مختلف به ويژه ، جغرافي دانان، در ارزيابي نقش شهرها ، عمدتاً به نوع اشتغال اشاره مي‌كنند، به اين مفهوم كه اگر در يك شهر، در بخش و يا زيربخشهاي اقتصادي به نسبت معيني اشتغال وجود داشته باشد، نقش شهر نيز در همان زمينه تعريف مي شود.

جغرافي‌داناني چون ماكس سور (1952) ، ماكس دريو (1961) ، بوژوگارنيه (1980) و پيرژرژ و چانسي هاريس (1943) ، طبقه بندي متفاوتي را ارائه داده‌اند كه از آن ميان نقشهاي اصلي و مشترك مورد بررسي قرار مي‌گيرد (فريد ، 1368).

شهر جديد فولاد شهر اصفهان 

شکل 1: شهر جديد فولاد شهر اصفهان

 اين نقشها عبارتند از : نقش صنعتي ، بازرگاني ، نظامي ، فرهنگي ، توريستي ـ تفريحي ، خوابگاهي و معدني .

 شهر صنعتي

نقش صنعتي شهرها هنگامي معنا مي يابد كه توليدات صنعتي آن مازاد بر نياز جامعه شهري باشد و خدمات شهري را توسعه دهد. فعاليتهاي بازرگاني و سرمايه‌هاي ناشي از آن بر گسترش و توسعه صنايع اثر مي گذارد و متقابلاً صنعت نيز به پويايي بازرگاني كمك مي‌كند.

در اين گونه شهرها، اشتغال در بخش صنعت ، وزن قابل توجهي مي يابد و اكثر ساكنان آن از بخش صنعت ارتزاق مي‌كنند. فولاد شهر نمونه‌اي از يك شهر صنعتي مي باشد.

 

نقش بازرگاني

 شهرها هر نقش و وظيفه‌اي داشته باشند، نمي‌توانند به دور از فعاليتهاي بازرگاني قرار گيرند، زيرا حيات اجتماعي انسانها در شهر و ضرورت رفع نياز آنان از يكديگر ، چنين فعاليتي را ايجاب مي نمايد، اما نقش بازرگاني شهر هنگامي تحقق مي يابد كه فعاليتهاي مشاغل بازرگاني در كل فعاليتهاي شهري، وزن خاصي به خود گيرد.

راههاي اصلي ، راههاي آهن ، بازارهاي محلي ، شهرهاي مرحله‌اي و مكاره‌اي و همچنين بنادر بازرگاني با گسترش و توسعه به شهرهاي بازرگاني تبديل مي‌شوند و در نهايت شرايط محيطي برخي از شهرها، آنها را به شهرهاي بازرگاني دايمي تبديل مي‌كند.

راهها

توسعه طرق ارتباطي ، به ويژه راههاي آهن ، موجب تكوين شهرها مي‌شود و متقابلاً وجود شهر نيز تحت تأثير توسعه راههاي ارتباطي است. توسعه راه‌آهن و نقطه تقاطع آنها ، موجب ايجاد ايستگاههاي بزرگي گرديد كه نقش آنها جمع‌آوري و توزيع كالاهاي بازرگاني انبوهي بود كه از نقاط مختلف به آن نقطه مي‌رسيد و همين ايستگاهها ، با داشتن انبار تجهيزات و كالا به تدريج نقش شهر چهارراهي به خود گرفتند.

بازارهاي محلي

اين بازارها در نواحي غيرمسكون و در عين حال مطمئن نواحي روستا و روستا شهرها گسترده مي‌شود تا روستاييان يكجانشين بتوانند فرآورده‌هاي كشاورزي خود را كه مازاد نياز آنان است ، بفروشند و به جاي آن توليدات غذايي شهري ، پوشاك و ابزارها و آلاتي كه در جهت رفع نيازهاي زراعي آنان لازم است بخرند. نظير همين بازارها در مسير جابه جايي فصلي ايلات نيز گسترده مي‌شود. به مرور زمان ، اين مراكز دادوستد فصلي ، جاي خود را به مراكز كوچكي از اجتماعات انساني ثابت مي‌دهند كه به تدريج توسعه مي يابند و به شهرهاي بازرگاني تبديل مي شوند.

 شهرهاي مرحله‌اي و مكاره‌اي

در گذشته ، استراحت كاروانيان در محلهايي خاص به زايش شهرهاي مرحله‌اي كمك مي‌كرد و استمرار امنيت جاده‌ها و موجبات رشد اين قبيل شهرها را فراهم مي ساخت.

 

شهر نظامي

 از دوران باستان تا آغاز قرن بيستم ، از كمتر سرزميني مي‌توان ياد كرد كه در بناي عمده شهرهايش به عامل پدافندي و جنبه نظامي توجه نكرده باشند. هر چه به گذشته باز گرديم ، تأثير عامل پدافندي و جنبه‌هاي نظامي در شكل ، ساخت و بافت شهرها بيشتر ديده مي شود.

 موقعيت خاص جغرافياي سياسي ايران ، پيش از اسلام ، در ارتباط با قدرتهايي چون سومر، آكد، بابل، آشور و سپس يونان و روم در غرب ، و در دوران پس از اسلام ، حمله اقوام بيابانگرد زرد از جانب شمال شرقي ، حكومتها را به ايجاد شهرهاي پدافندي وا مي‌داشت.

در گذشته ارتفاعات ، قلل آتشفشاني ، پيش آمدگي صخره سنگها و امثال آن، به عنوان هسته مركزي شهر نظامي برگزيده مي شد، و يا وجود منابع آبي ، مرداب ، باتلاق در دفاع شهر مؤثر بوده است، ولي امروزه با اختراع و كاربرد سلاحهاي مخرب ، مكان جغرافيايي شهرهاي نظامي آن امتياز و ارزش نظامي پيشين را ازدست داده‌اند و نقش نظامي شهرها تابع شرايط سياسي است. گونه ديگري از شهرهاي نظامي ، بنادر جنگي مي باشد. بنادر و پايگاههاي دريايي ، به سبب شرايط جغرافيايي مساعد و با ظرفيت مناسب براي ناوگانهاي عظيم ، نقش نظامي به خود مي‌گيرند (بندر بوشهر).

در ايران شهرهاي دزفول ، شاهين‌دژ و سنندج نمونه‌هايي از شهرهاي نظامي بوده‌اند كه پيشوند و يا پسوند آنها نيز گوياي اين امر است.

شهرهاي فوق الذكر ، گرچه با اهداف نظامي تأسيس شدند، اما به دليل كم اهميت شدن مقر جغرافيايي شهر براي اهداف نظامي و همچنين افزايش جمعيت آنها و اشتغال تعداد قابل توجهي از جمعيت به فعاليتهاي غيرنظامي ، ديگر نمي‌توان نقشي نظامي براي آنها قايل شد.

 

شهر فرهنگي

 

فعاليتهاي فرهنگي و هنري در شهرهايي تجلي مي‌يابد كه سازمانهاي عالي فرهنگي و هنري را با گنجينه‌هايي از آثار ارزشمند هنري در خود جاي داده باشند. در اين شهرها وجود سازمانهاي ملي فرهنگي و هنري ، دانشگاه موزه ، كتابخانه ، اجتماعات علمي ، هنري ، ادبي و مراكز تحقيقاتي و مدارس عالي ، آزمايشگاهها و مؤسسات پژوهشي ، زمينه را براي فعاليتهاي علمي و فرهنگي فراهم مي‌كند.

شهرهاي تاريخي ـ فرهنگي را با عناوين شهرهاي مذهبي و زيارتگاهي ، دانشگاهي و هنري مي‌توان تفكيك كرد.

نقش زيارتگاهي شهر تنها با انجام مراسم مذهبي ساكنان شهر قابل تبيين نيست، مگر آنكه شهر بتواند به طور مستمر و يا فصلي تعداد زيادي از پيروان مذهب را از جاهاي دور به سوي خود جلب كند.

 ميدان نقش جهان اصفهان

شکل 2: ميدان نقش جهان اصفهان

تكوين شهرهاي زيارتگاهي در شرايط جغرافيايي مساعد الزامي نيست، چه بسا شهرهاي مذهبي را در محيطهاي نامساعد جغرافيايي نيز ميتوان ديد (شهر مكه). در ايران ، مشهد و قم نمونه‌هايي از شهرهاي مذهبي مي‌باشند.

 علاوه بر اينها ميتوان از شهرهايي چون شيراز و اصفهان به عنوان شهرهاي دانشگاهي و هنري ياد كرد.

 

شهر توريستي - تفريحي

 شهرهاي توريستي ـ تفريحي در دهه هاي اخير، به دليل افزايش جمعيت شهرها و ازدحام بيش از حد آن كه عمدتاً آلودگيهاي زيست محيطي را نيز به همراه دارد، با استقبال بيشتري مواجه شده‌اند. اين شهرها به شكلهاي مختلف ديده مي‌شوند. برخي از آنها در كنار درياها نقش خود را ايفا مي‌كنند كه در صورت پيوند با جنگل ، پارك و يا كوهستان ، از قدرت جاذبه بيشتري برخوردار مي شوند (شهرهاي ساحلي درياي خزر). نوع ديگري از شهرهاي تفريحي ـ توريستي ، شهرهايي هستند كه داراي توريسم كوهستاني هستند و اصطلاحاً به آنها  «برف شهر» مي‌گويند. ايجاد اين نوع شهرها، اصولاً متكي بر وجود شهرهاي نزديك كوهپايه است كه خدمات برف شهرها را به هنگام فعاليت تأمين ميكند. نقش اين شهرها در زمينه انجام ورزشهاي زمستاني ، اسكي و كوه‌نوردي، است و جمعيت فعال شهر به طور فصلي به كار گمارده مي‌شود و در هنگام تعطيلي ورزشهاي زمستاني، ايستگاههاي ورزشي از حركت و پويايي باز مي‌ايستد. در اين صورت، فعاليتهاي خدماتي آنها ركود پيدا مي‌كند و جمعيت فعال نيز به روستاهاي خود بر مي‌گردند. در ايران ، در مقياسي محدود، آبعلي چنين نقشي دارد.

 نقشه طرح جامع چالوس

شکل 3: نقشه طرح جامع چالوس

 

شهر معدني

 استخراج منابع كاني موجب ايجاد شهرهاي معدني ميشود. معمولاً براي استخراج معادن ، مجموعه‌هاي ساختماني و كمپهاي كارگري در كنار معادن ايجاد مي‌گردد. چنانچه استخراج معادن رو به افزايش باشد و برخي از صنايع و خدمات را به مجموعه كارگري جذب نمايد ، شهر معدني تولد مي‌يابد.

هرهاي معدني، به ويژه شهرهاي متكي بر معادن طلا، الماس و نفت ، تا زماني به حيات خود ادامه ميدهند كه بهره‌برداري از منابع معدني تداوم داشته باشد، در غير اينصورت ، خيلي سريع از اعتبار و عظمت شهر كاسته مي‌شود. البته در اين ميان شهرهايي كه بتوانند فعاليتهاي صنعتي نويني را جذب نمايند و از معدنچيان استفاده كنند، از اين قاعده مستثني مي‌باشند.

 امروزه ذغال سنگ و ساير مواد كاني سنگين ، كه حمل و نقل آنها از نظر اقتصادي به صرفه نيست، به عنوان مواد اوليه صنايعي كه در شهرهاي معدني استقرار مي‌يابند، مورد استفاده قرار ميگيرد و شهرهاي معدني به مفهوم واقعي در مناطقي وجود دارد كه بنا به دلايلي امكان استقرار صنايع تبديل وجود ندارد. در بين شهرهاي ايران، مسجد سليمان نمونه گويايي از يك شهر معدني مبتني بر اكتشاف محسوب مي شود.

 

شهر خوابگاهي

 برخي از شهرها فاقد هر يك از نقشهاي فوق‌الذكر مي‌باشند. شهرهايي كه اصطلاحاً به آنها  « شهر خوابگاهي» گفته ميشود، معمولاً در نزديكي شهرهاي بزرگ و كلان‌شهرها نضج مي‌يابند. ساكنان اين شهرها طي روز در شهرهاي مجاور كار مي‌كنند و شبها به خانه بر مي‌گردند. در واقع ساكنان شهرهاي خوابگاهي در جايي غير از محل سكونت خود اشتغال دارند.

يكي از دلايل به وجود آمدن شهرهاي خوابگاهي ، بالا بودن هزينه زندگي ، به ويژه قيمت زمين و مسكن در شهرهاي بزرگ ، مي‌باشد. ساكنين شهرهاي خوابگاهي عمدتاً مهاجراني هستند كه از نقاط مختلف كشور براي اشتغال به شهرهاي بزرگ ، به ويژه پايتخت، مهاجرت مي‌كنند و به دليل بالا بودن هزينه اقامت در آنها ، در نهايت به روستاها و شهرهاي اطراف مي‌روند و در آنجا اسكان مي‌يابند. برخي از شهرهاي كوچك و بزرگ اطراف تهران كه در دوران پس از انقلاب با رشد جمعيت قابل توجهي مواجه بوده‌اند، نمونه‌هايي از سكونتگاههاي خوابگاهي هستند كه از ميان آنها نقش خوابگاهي كرج برجسته است.

 

روش تعيين نقش شهرهاي ايران

 گرچه نقشهاي مختلفي براي شهرها مشخص شده و به تبع آن روشهاي اجرايي متعددي نيز از سوي انديشمندان براي تعيين نقش شهرها ارائه شده است اما واقعيت آن است كه تمام اين روشها، به دليل نوع داده‌هاي آماري موجود در كشور، براي ايران قابل استفاده نمي باشد. بنا به اين دليل و با توجه به محدوديتهاي آماري از روش ژاكلين بوژوگارنيه و  ژرژشاپو استفاده ميشود.

علاوه بر اين دو، محققان ديگري همچون چانسي هاريس ، گنارالكساندرسن و چند تن ديگر، روشهايي را براي تعيين نقش شهرها ارائه داده‌اند كه به طور مختصر مورد بررسي قرار مي‌گيرند (فريد، 1368).

روش اجرايي چانسي هاريس : هاريس با تعيين آستانه‌اي براي هر يك از شاخه‌هاي كار و فعاليت شهري، توانسته نقش غالب هر شهر را مشخص كند و در اين زمينه ، شهرها را به 9 گروه تقسيم كرده است. به عنوان مثال ، شهر صنعتي شديد، از نظر چانسي هاريس شهري است كه نيروي انساني جذب شده در مشاغل صنعتي حداقل 45 درصد كل مزدبگيران شهري باشد، و يا شهر معدني، شهري است كه بيش از 15 درصد كل مزدبگيران را معدنچيان تشكيل مي‌دهند. گنارالكساندرسن، نقش شهر را در طبقات  C,B,A ارزيابي مي‌كند. اگر نيروي انساني جذب شده در يك فعاليت بيش از 20 درصد باشد، نقش آن فعاليت را در طبقه A   اگر  بين  10 تا 20 درصد باشد، در طبقه ,B و اگر بين  5 تا 10 درصد باشد، در طبقه C   ارزيابي  ميكند.  اگر  درصد نيروي انساني جذب شده در يك فعاليت  كمتر از 5 درصد باشد، آن فعاليت از نظر الكساندرسن فاقد نقش خاصي است.

روش اجرايي ديگر، روش بوژوگارنيه و ژرژشاپو ميباشد. در اين روش مشاغل شهري در سه گروه اول، دوم و سوم مشاغل اجتماعي تعريف ميشوند كه دسته اول، بخش كشاورزي ، جنگلباني ، صيدماهي و استخراج معادن ، گروه دوم ، صنايع و ساختمان ، و گروه سوم، كليه مشاغلي را كه نمي‌توانند در گروه اول و دوم بيابند ، شامل ميشود.

نيروهاي انساني جذب شده در گروههاي سه گانه ، برحسب درصد، روي دياگرامي كه بر مبناي قرارداد بر شش بخش نامساوي و نامشابه تقسيم شده‌اند، منعكس ميشوند. نقطه تلاقي خطوط درصدها، كه مسلماً  در محدوده يكي از وظايف شش‌گانه روستا شهري (كشاورزي)، چند نقشي ، بازرگاني ، خدماتي ، صنعتي و صنعتي شديد خواهد بود، بيانگر نقش آن شهر ميباشد.

برخي از شهرها فاقد هر يك از نقشهاي فوق‌الذكر مي‌باشند. شهرهايي كه اصطلاحاً به آنها  « شهر خوابگاهي» گفته ميشود، معمولاً در نزديكي شهرهاي بزرگ و كلان‌شهرها نضج مي‌يابند. ساكنان اين شهرها طي روز در شهرهاي مجاور كار مي‌كنند و شبها به خانه بر مي‌گردند. در واقع ساكنان شهرهاي خوابگاهي در جايي غير از محل سكونت خود اشتغال دارند.

يكي از دلايل به وجود آمدن شهرهاي خوابگاهي ، بالا بودن هزينه زندگي ، به ويژه قيمت زمين و مسكن در شهرهاي بزرگ ، مي‌باشد. ساكنين شهرهاي خوابگاهي عمدتاً مهاجراني هستند كه از نقاط مختلف كشور براي اشتغال به شهرهاي بزرگ ، به ويژه پايتخت، مهاجرت مي‌كنند و به دليل بالا بودن هزينه اقامت در آنها ، در نهايت به روستاها و شهرهاي اطراف مي‌روند و در آنجا اسكان مي‌يابند. برخي از شهرهاي كوچك و بزرگ اطراف تهران كه در دوران پس از انقلاب با رشد جمعيت قابل توجهي مواجه بوده‌اند، نمونه‌هايي از سكونتگاههاي خوابگاهي هستند كه از ميان آنها نقش خوابگاهي كرج برجسته است.

 

موقعيت استقرار شهرها

 خصوصيات جغرافياي طبيعي كشور گوياي بسياري از واقعيتهاي محيطي ، نقش آن در استقرار جوامع انساني و تكوين فعاليت و معيشت آنان است. اين ويژگيها به خصوص ناهمواريها يكي از عوامل مهم در مكان‌يابي و نحوه پراكنش و توزيع شهرها بوده است. در ايران چهار نوع توپوگرافي را ميتوان از يكديگر تميز داد.

  توپوگرافي كوهستاني

  توپوگرافي پايكوهي

توپوگرافي فلات داخلي ايران (توپوگرافي واحه‌اي)

  توپوگرافي جلگه‌اي و ساحلي

هر يك از توپوگرافيهاي مذكور، شرايط زيستي و اكولوژيكي خاصي را ارائه ميدهند. به طور كلي، ميتوان گفت شرايط زيست و سكونت در ناهمواريهاي جلگه‌اي و يا دشتهاي پايكوهي آسانتر از شرايط سكونت در ناهمواريهاي كوهستاني و واحه‌اي بوده است، لذا بيشتر شهرهاي ايران در اينگونه ناهمواريها استقرار يافته‌اند. (رهنمايي ، 1369)

توپوگرافي كوهستاني

در مناطق كوهستاني به دليل كمبود و يا نبود زمينهاي مستعد كشاورزي، مناسبات توليدي در زمينه زراعي وجود نداشته و يا اينكه در حدي نبوده است كه بتواند به صورت مازاد توليدات كشاورزي مبادله شود. از سوي ديگر، ساكنين اين مناطق عمدتاً كوچ‌نشيناني بودند كه به تبعيت از چراي دام، از محلي به محل ديگر كوچ مي‌كردند. اين عدم وابستگي پايدار به محيط طبيعي، يكي از مهمترين دلايل عدم پيدايش و تكوين كانونهاي شهري در نواحي كوهستاني است.

در شهرهاي كوهستاني ، ساخت فضايي به هم چسبيده و كوچه‌ها و گذرگاههاي درون شهري تنگ و باريك است. شيب زياد مهمترين عامل محدوده كننده توسعه و گسترش اينگونه شهرهاست. شهرهاي مذكور تا آنجا كه شيب زمين اجازه دهد، با خاكبرداري مصنوعي و ايجاد سطوح تراس مانند بر روي دامنه‌ها گسترش مي‌يابند و در جايي كه اين امكان نباشد، دره‌هاي مجاور شهرها ، يكي پس از ديگري تسطيح مي‌گردند و به سطوح شهري تبديل ميشوند.

 

  از جمله شهرهاي كوهستاني ايران، دماوند، سميرم، آوج ، فيروزكوه ، رودبار، سنندج ، مريوان ، خرم آباد، ماسوله ، ايلام ، فشم ، ميگون و منجيل ميباشند.

توپوگرافي پايكوهي

ناهمواريهاي پايكوهي به زمينهايي اطلاق مي‌شود كه بدون واسطه در دامنه كوهها قرار دارند و با شيب نسبتاً ملايمي از كوهها فاصله مي‌گيرند.

دشتهاي پايكوهي ويژگيهايي دارند كه اين ويژگيها امكان معيشت زراعي و دامداري را فراهم نموده و موجب شكل‌گيري بسياري از شهرهاي مهم ايران در اين نواحي شده است. اين ويژگيها عبارتند از : شيب ملايم ، قابليت حركت ، آبهاي جاري و نفوذ آبها در آن به دليل نوع دانه‌بندي خاك، حاصلخيز بودن خاك اين اراضي ، دارا بودن سفره‌هاي بزرگ آبهاي زيرزميني و امكان بهره‌برداري از آنها به روشهاي سنتي (چاه و قنات) ، قرار گرفتن در مسير خروجي آبهاي سطحي ، مانند چشمه‌هاي حاصل از ذوب تدريجي برفهاي ارتفاعات ، و در نهايت سهولت ارتباطي به دليل فقدان عوارض طبيعي شديد.

در اراضي جنوبي اين دشتها ، فعاليتهايي متكي بر زراعت معمول بود و در ارتفاعات مجاور آن جوامع كوچ‌نشين مي زيستند كه مي‌توانستند با يكديگر مبادلاتي نيز داشته باشند. در صورت قرار گرفتن اين دشتها بر سر راههاي ارتباطي ، تقويت مي‌گشتند و به تدريج به شهرهاي فعال و پرجمعيت تبديل ميشدند. توسعه اين گونه شهرها در جهت قاعده دشت پايكوهي و زمينهاي هموار بوده است. بسياري از شهرهاي پايكوهي همانند تبريز، زنجان ، نطنز، اراك ، تويسركان ، تهران ، سمنان ، كرج ، قزوين ، همدان، كرمانشاه ، نيشابور ، سبزوار، اصفهان ، ميانه ، شيراز و بروجرد بر روي همين دشتهاي پايكوهي قرار دارند.

توپوگرافي واحه‌اي

نواحي بياباني ، به دليل شرايط نامساعد جغرافيايي ، محيط مطلوبي براي استقرار انسانها و به تبع آن سكونتگاه شهري نمي باشند. در اين نواحي حيات انسانها تنها در واحه‌ها مقدور است. واحه ، در بيابانها به مكاني اطلاق ميشود كه داراي آب كافي و خاك نسبتاً خوب بوده و در آن امكان سكونت انسانها وجود داشته باشد.

در شهرهاي واحه‌اي ، به دليل محدوديت كشاورزي، نقشهاي خدماتي و صنعتي اهميت بيشتري مي‌يابد. همچنين اين شهرها عمدتاً در مسير راههاي كاروانها واقع شده و داراي نقش اقامتي و پذيرايي بوده‌اند. اين شهرها به دليل عدم وجود مانع طبيعي در آنها و هجوم و غارت پيوسته در طول تاريخ، به وسيله ديوار مستحكم و عريضي احاطه مي‌شدند و به همين دليل اين شهرها را  «دژ شهر» و يا شهرهاي «تيپ قلعه» مي نامند. برخلاف نواحي كوهستاني، به دليل هموار بودن زمين، عوارض آن مانعي براي گسترش شهرها محسوب نميشود. شهرهاي يزد، كرمان ، طبس، بم، جندق و چوپانان نمونه هايي از شهرهاي واحه‌اي ميباشند.

توپوگرافي جلگه‌اي و ساحلي

جلگه ، دشت همواري است كه با شيب ملايم و چهره اي يكنواخت در فاصله ميان دريا و كوهستان قرار دارد. مهمترين جلگه‌هاي ايران ، مازندران ، گيلان و خوزستان را شامل ميشود كه در كنار آنها ميتوان به جلگه‌هاي سواحل خليج فارس و درياي عمان و جلگه بندرعباس نيز اشاره كرد.

كانونهاي شهري گيلان و مازندران ، به استثناي مازندران شرقي ، در كناره هاي ساحلي پا گرفته‌اند. مهمترين ويژگيهاي سكونتگاههاي شهري در اين جلگه‌ها عبارتند از : متكي بودن اقتصاد شهرها بر فعاليتهاي كشاورزي نواحي اطراف ، قابل دستيابي نبودن به دليل شرايط طبيعي محيط به ويژه جنگل ، باتلاق ، نيزار و غيره ، قرار گرفتن در امتداد جاده ساحلي ، سلسله مراتب شهري با فاصله كم (كه تسليم يك شهر لزوماً به معني تسليم ديگر شهرها نبوده است) ، پيوندهاي قومي و اقتصادي كوه‌نشينان و دشت‌نشينان (امنيت بالا) و بافت گسسته شهرها به دليل فقدان عوارض طبيعي و شرايط اقليمي .

جلگه خوزستان نيز يكي از جلگه‌هايي است كه به عنوان مهمترين بخش سرزمين حاصلخيز بين‌النهرين ، اولين و قديمي‌ترين شهرهاي ايران را در خود جاي داده است. در گذشته ، برخلاف شهرهاي شمال ايران ، شهرهاي خوزستان داراي برج و بارو بوده‌اند و بافت آنها متراكم بوده است. در سواحل جنوبي خليج فارس و درياي عمان ، مراكز شهري ارتباط كارآمدي با يكديگر ندارند و محدوديتهاي جغرافيايي موجب شده است كه مكان گزيني آنها عمدتاً در كنار ساحل صورت گيرد. اقتصاد شهر متكي بر فعاليتهاي صيادي و بندري و ارتباط آنها با نواحي روستايي اطراف ضعيف ميباشد. نمونه‌هايي از شهرهاي جلگه‌اي و ساحلي ، بابل، ساري، رامسر، رشت ، انزلي ، اهواز، آبادان ، خرمشهر، بندرعباس ، بوشهر و چابهار ميباشند.

توزيع شهرهاي ايران برحسب ارتفاع از سطح دريا

توزيع شهرهاي ايران در پهنه سرزمين ، همان طوري كه گفته شد، در گونه‌هاي مختلف ناهمواريها، به دليل سهولت سكونت در برخي از آنها ، متفاوت است. بررسي ارتفاع از سطح دريا در شهرهاي با جمعيت بالاي  25 هزار نفر (مركز آمار ايران ، 1372) ، نشان ميدهد كه بزرگترين و مهمترين شهرهاي كشور در ارتفاع بين 800 تا 200/1  متر استقرار يافته‌اند كه همان توپوگرافي پايكوهي است. در اين بررسي از ميان 188 شهر كه اطلاعات آنها درخصوص ارتفاع از سطح دريا موجود است ، 65 شهر معادل 5/34 درصد در پهنه ارتفاعي فوق‌الذكر قرار دارند. شهرهايي چون تهران ، اصفهان ، شيراز ، تبريز، اروميه ، اردبيل، كرمانشاه و تعداد قابل توجهي از مراكز استانها در اين دسته قرار ميگيرند.

 پس از اين پهنه ، شهرهاي با ارتفاع كمتر از 100 متر، در رده دوم قرار دارند كه 39 شهر معادل 8/20  درصد را به خود اختصاص داده است. شهرهاي مذكور ، سكونتگاههاي واقع در شمال و جنوب كشور را شامل ميشود.

شهرهاي واحه‌اي و كويري نيز عمدتاً در ارتفاعات 800 تا 200/1  متر (30 شهر معادل 16‌درصد) و بعضاً در ارتفاعات 400 تا 800 متر (7 شهر معادل 7/3 درصد) ، استقرار يافته اند. اين شهرها، سكونتگاههايي چون ميبد، اردكان ، كاشان ، نيشابور ، بم ، مشهد، قم و سمنان را شامل ميشود.

از ميان شهرهاي بالاي 25 هزار نفر، تنها 5 شهر در ارتفاعات بيش از 000/2  متر واقع شده‌اند كه  عبارتند از نورآباد لرستان ، مباركه ، بروجن ، شهركرد و بافت. البته شهرهاي كوهستاني تنها پهنه فوق را شامل نمي شود و برخي از شهرهايي كه در ارتفاعات 600/1  تا 000/2 متر استقرار يافته‌اند نيز كوهستاني ميباشند.

بررسي كليه شهرهاي كشور نوسان قابل توجهي را در آمار فوق‌الذكر نشان نميدهد و درصد شهرهايي كه در پهنه‌هاي ارتفاعي مختلف استقرار يافته اند ، با ارقام شهرهاي بالاي 25 هزار نفر تقريباً همخواني دارد.