مقدمه

در سال 1950، يک سوم جمعيت جهان در شهرها زندگي ميکردند، نيم قرن بعد، اين نسبت به يک دوم افزايش يافت و در سال 2050 اين مقدار به دو سوم افزايش خواهد يافت. تقريباً همه اين افزايش، در کشورهاي در حال توسعه اتفاق خواهد افتاد. در اين کشورها، جمعيت شهرها و شهرکها بيش از دو برابر خواهد شد (The Un-Habitat strategic vision.2003). اين افزايش جمعيت از مشکلات شهرهاي بزرگ و عاملي تأثيرگذار در شکلگيري مناطق حاشيهنشين محسوب ميشود.

امروزه همه شهرهاي جهان به نوعي با پديده حاشيهنشيني مواجه هستند. انگلس، يک صد سال پيش به زاغههايي [شکل تشديد يافتهي حاشيهنشيني] در انگلستان اشاره و آنها را ناشي از انقلاب صنعتي ميداند (Mumtaz Babar.2001:15).[2] گرچه سکونت گاههاي فقيران شهري پديدهي تازهاي در جهان نيستند و از وجودشان در جوامع کهنسال نيز ياد شده است و ريشه در تاريخ دارند، اما چنين پديدهاي به شکل گسترده امروزين آن، ناشي از تغيير در روابط و مناسبات سنتي انسان بوده که با ورود سرمايهداري به دومين مرحله خود، يعني سرمايهداري صنعتي و متعاقب آن، پيدايش شهرهاي ميليوني، عينيت يافته است (پيران.8:1381). شکلگيري و گسترش پديده حاشيهنشيني، از معضلات بزرگ اکثر شهرهاي بزرگ دنيا، بخصوص در کلان شهرهاي کشورهاي در حال توسعه محسوب ميشود.

 

شيوه انجام پژوهش

اين پژوهش در چارچوب روشهاي آماري تحليل عاملي، آزمون تطابق توزيع کاي اسکوير و آزمون تي تک نمونهاي با يک طرح توصيفي و با روش پيمايشي[3] انجام شده است. جامعهآماري آن تمامي خانوارهاي مناطق و محلههاي تختفولاد، مفتآباد، کولهپارچه، جماله، حجتيه، دارک، ارزنان، بيست و چهار متري، حاشيه جاده دولتآباد و محله عربها ميباشد. براساس آمار مستخرج شده از نقشههاي حوزهبندي جمعيتي شهر اصفهان، جمعيت محلههاي مذکور در سال 1365، 163 هزار نفر بوده است. براي تعيين حجم نمونه از فرمول کوکران[4] استفاده شده است. بر طبق اين فرمول، تعداد 385 خانوار (سرپرست خانوار) براي پرسشگري مورد نياز بود که با در نظر گرفتن احتمال ريزش در پاسخگويي و نيز به منظور گرد کردن، 400 خانوار براي انجام از مناطق مذکور انتخاب گرديد. براي نمونهگيري از محلهها، ابتدا حاشيهنشينان شهر اصفهان در قالب مناطق طبقهبندي شدند. در مرحله بعد از درون مناطق تعدادي محله انتخاب شدند[5]. سپس در درون آن محلهها، خانوارها به صورت تصادفي انتخاب گرديده است. تحليل دادههاي اين پژوهش با استفاده از روشهاي آماري تطابق توزيع کاي اسکوير و آزمون تي تک نمونهاي در نرمافزار رايانهاي SPSS انجام گرديده است.

 

چارچوب نظري

حاشيهنشيني در زمان ما يک پديدهي عام است بنحوي که برخي از صاحبنظران اظهار ميدارند حدوداً 30 درصد مردم شهرهاي بزرگ جهان در مناطق حاشيهاي زندگي ميکنند (احمديان. 1371: 820). در برآوردي ديگر تعداد حاشيهنشينان جهان در حدود يک ميليارد نفر تخمين زده شده است. ( خوب آيند. 1379: 2). در سال 2003 نيز اعلام گرديد که در حدود 924 ميليون نفر از مردم جهان در سال 2001، در مناطق حاشيهنشين زندگي ميکردهاند. اين رقم معادل 32 درصد کل جمعيت شهري دنيا بوده است (UN-Habitat. 2003).

با اين حال مشکل اصلي حاشيهنشيني در کشورهاي در حال توسعه نهفته است. چرا که گستردگي اين پديده، سبب بروز آن به شکل حادتري در اين کشورها گرديده است. به صورتي که برخي از منابع حجم آن را 30 تا 70 درصد جمعيت بسياري از شهرهاي کشورهاي در حال توسعه اعلام ميکنند. ( محرم نژاد. 1383: 231).

وجود مناطق حاشيهنشين يک پديده جهاني ميباشد. دلايل شکلگيري اين پديده متنوع و متعدد است که ممکن است از مکاني به مکان ديگر متفاوت باشد. به هر حال مهاجرت يکي از دلايل مهم آن محسوب ميشود (Akhter & Toran. 2004: 2).

از جمله دلايل اصلي افراد در انتخاب مناطق حاشيهاي و ترجيح آن بر ساير مناطق شهري، پايين بودن ارزش ملک، پايين بودن قيمت زمين و پايين بودن قيمت و ميزان اجاره بهاي مسکن در اين مناطق ميباشد (Vedeld & Siddham. 2002: 3). در مجموع ميتوان گفت ترکيبي از عوامل باعث ميشود تا گروههاي مهاجر و افراد کم درآمد شهري به مسکن مناسب دسترسي نداشته باشند (Mattu. 2002: 4).

از عوامل مهم ديگر که ميتواند هم به عنوان عامل شکلگيري و هم به عنوان يکي از مشکلات بزرگ اکثر مناطق حاشيهنشين مطرح نمود، مساله بيکاري و بيکاران در مناطق مذکور ميباشد که در حد بسيار بحراني است (پاپلي يزدی. 1380: 12). بنابر اعلام رييس سازمان مديريت و برنامهريزي کشور خط فقر نسبي در ايران 1500000 ريال ميباشد (پيام دانشگاه. 1384: 7)، اين در حالي است که به نظر ميرسد سطح درآمد اکثر مناطق حاشيهاي پايينتر از اين مقدار باشد.

ميتوان آغاز شکلگيري حاشيهنشيني گسترده در ايران را از دهههاي نخستين قرن حاضر هجري، به خصوص دهه 1340 دانست، يعني زماني که گسترش تأسيسات شهري و شبکههاي ارتباطي و نيز افزايش درآمد حاصل از نفت، موجبات رونق شهرها و ايجاد جاذبههاي شهري را فراهم نمود و همزمان اصلاحات ارضي و مکانيزاسيون کشاورزي و عدم توجه به دگرگونيهاي اساسي در روستاها و نيز بخش کشاورزي، دافعههاي روستايي را تشديد نمود (احمديان. 1371: 823).

حاشيهنشيني در واقع يکي از بارزترين چهرههاي فقر شهري در اکثر شهرهاي مهاجرپذير کشور است. بروز اين پديده از نشانههاي عدم تعادل فضايي و وجود فاصله شديد بين فقير و غني در شهرهاي حاشيهنشينپذير محسوب ميشود.

در ايران سکونتگاههاي مناطق حاشيهنشين، از لحاظ کالبدي در حد پايينتري از ساير سکونتگاههاي مناطق شهري هستند. مردم اين مناطق به علت ضعفهاي زير ساختي و خدمات شهري، با سطح نازلي از کيفيت زندگي روبرو هستند (صفوي. 1381: 64). برخي از مشخصات اقتصادي، اجتماعي و جمعيت شناختي مناطق حاشيهنشين عبارتاند از: 1- مهاجران غير بومي و افراد کم درآمد شهري بخش بزرگي از جمعيت اين مناطق را تشکيل ميدهند 2- مناطق حاشيهنشين از نظر کيفيت مسکن به صورت نامناسب، غير استاندارد، فرسوده و رو به ويران بوده و نسبت به ساير مناطق شهري داراي ارزش و اجاره بهاي پاييني هستند 3- از مشخصات و مشکلات مهم ديگر اين مناطق بالا بودن درصد بيکاري جمعيت فعال در آنها ميباشد 4- تسلط فرهنگ فقر در بين مردم به علت پايين بودن درآمد افراد مشهود ميباشد 5- بيسوادي يا کم سوادي، فقدان تخصص فني و حرفهاي، عدم بهرهمندي از آموزش براي فراگيري مهارتهاي مورد نياز جامعه که در افزايش درصد بيکاري و پايين بودن درآمد افراد و برونداد فقراي شهري موثر بوده است[6].

برآورد ميشود حداقل يک هشتم جمعيت شهري ايران در مناطق حاشيهنشين مستقر باشند که تداوم روند موجود، نسبت آن را در ابتداي دههي آينده به يک چهارم جمعيت شهري و تعداد آن را به بيش از دو برابر فعلي خواهد رساند (بينام. 1381: 79). البته ابعاد و چگونگي مساله حاشيهنشيني در ايران با موارد مشابهآن در کشورهاي ديگر جهان سوم متفاوت است. در ايران سطح زندگي کم درآمدها، بسيار بالاتر از سطح زندگي تهيدستان اکثر قريب به اتفاق کشورهاي در حال توسعه است. در نتيجه نوع حاشيهنشيني در ايران، تقريباً مختص کشورمان است (اطهاري. 1374: 19). مصالح ساختماني به کار رفته در منازل حاشيهنشينان حاکي از اين واقعيت است، لذا حاشيهنشيني در ايران با آنچه اين اصطلاح، به ويژه از نظر خصوصيات واحد مسکوني در کشورهاي جهان سوم درک ميشود، تفاوتهاي اساسي دارد (بسکي. 1375: 89). نمونه آن در شهر اصفهان به خوبي قابل مشاهده است، تا جايي که برخي با ديده تأمل در مسأله وجود مناطق حاشيهنشين در شهر اصفهان مينگرند و معتقدند اين پديده، با اشکال متعارف آن در شهرهاي بزرگي چون تهران، مشهد، تبريز، کرمانشاه، بندرعباس و... تفاوت دارد. ولي بايستي يادآور شد که بيشتر شاخصهاي حاشيهنشيني همچون کيفيت پايين مساکن، عدم وجود مصالح مقاوم، ساخت و سازهاي بدون مجوز و غيرمهندسي، مهاجر بودن خانوارها، تسلط فقر اقتصادي و فرهنگي، بيکاري، پايين بودن سطح زندگي، ناهنجاريهاي اجتماعي و... در اين مناطق ملموس ميباشد. همچنين تفاوت شديد سطح زندگي آنان با افراد ساير مناطق شهري نيز دليلي بر اين مدعاست [7]. وجود مناطق حاشيهنشين در شهر اصفهان     از جمله مسايل مورد بحث و نگران کننده به شمار ميآيد. بررسي روند تاريخي و گستره    فضايي آن نشان ميدهد که در سال 1318 تنها 65 نفر در سطح شهر اصفهان                           حاشيهنشين بودهاند، در حالي که اين رقم در سال 1372 به سرعت به 362400 نفر ميرسد که در مناطق مختلف شهر پراکنده شدهاند (جدول 1) و (شکل1).

 


جدول 1: تعداد حاشيهنشينان شهر اصفهان در سالهاي مختلف

 

موضوع

سال

جمعيت شهر اصفهان به نفر

جمعيت مناطق

حاشيهنشين به نفر

درصد جمعيت حاشيهنشين نسبت به جمعيت شهر اصفهان

درصد نرخ

1318

100000

65

-

-

1336

256000

62275

32/24

5/5

1358

661510

249100

65/37

4/3

1372

1273650

362400

45/28

2/2

مآخذ: هدايت. 1373: 128

 

سنجهها[8]

الف: مهاجرت: افراد مناطق فرودست به دليل دافعههاي آن مناطق و جاذبههاي مناطق شهري و به اميد داشتن فردايي بهتر، جلاي وطن کرده، به شهرهاي بزرگ مهاجرت ميکنند. اما به دليل پايين بودن ظرفيت مشاغل شهري و در نتيجه عدم جذب آنان در بخش اقتصاد رسمي شهر و نيز فقدان درآمد کافي، مجبور به اسکان در مناطق حاشيهاي شهر ميشوند. در اين پژوهش، مهاجران شامل دو گروهاند: 1- مهاجران غير بومي 2- مهاجران بومي که قبلاً در منطقه ديگری از شهر ساکن بوده ولي به دلايلي آنجا را ترک و در مناطق حاشيهاي اسکان يافتهاند.

ب: مسکن: به دليل شرايط حاکم بر بازار رسمي زمين و مسکن، افراد مهاجر و گروههاي کم درآمد شهري نميتوانند انتخاب شان را از اين بازار انجام دهند، لذا براي تامين سرپناه شان به بخش غير رسمي روي ميآورند.

ج: بيکاري: افراد مهاجر و گروههاي کم درآمد شهري، به دليل فقدان يا پايين بودن مهارت و تخصص لازم، يا در مشاغل موقتي، حاشيهاي و کاذب جذب ميشوند و يا اين که به گروه عظيم بيکاران شهري ميپيوندند. اين مساله ايجاد کننده نوع جديدي از نابرابري اقتصادي- اجتماعي ميباشد که در فضاهاي شهري به گونهاي ويژه منعکس ميشود.

د: درآمد:يکي از پارامترهاي مهم در مورد شکلگيري حاشيهنشيني، پايين بودن ميزان درآمد افراد به دليل فقدان يا پايين بودن مهارت، اشتغال موقت، حاشيهاي و غير رسمي آنان در شهر است. فقر از بارزترين نتايج پايين بودن درآمد ميباشد که به دو صورت نسبي و مطلق بيان ميشود.

هـ : اجاره بهاي مسکن: در کشورهاي جهان سوم، شايد بتوان گفت يکي از سودآورترين بخشهاي اقتصادي، سرمايهگذاري در بخش زمين و مسکن شهري ميباشد. افزايش مستمر قيمتها در اين بخش انگيزهاي قوي براي سرمايهگذاري توسط افراد سودجو فراهم ميآورد. ممکن است در حدود يک سوم از جمعيت هر شهر در منازل اجارهاي زندگي کنند که هر سال با افزايش قيمتها روبرو ميشوند (Yap Kioe Sheng. 2003).

پايين بودن قيمت اجاره مسکن در مناطق حاشيهنشين يکی از دلايل افراد مهاجر و کم درآمد شهری برای تمايل به اسکان در اين مناطق محسوب میشود.

 

نتايج

شکلگيري پديده حاشيهنشيني در شهر اصفهان به نيم قرن اخير باز ميگردد. فراهم شدن زمينه مناسب براي هجوم گروههاي مهاجر غيربومي به اين شهر و وجود ضعفهاي ساختاري در جذب و اسکان اين افراد، همراه با برونداد گروههای کم درآمد شهري باعث شد تا مناطق مستعدي

شکل 1: موقعيت جغرافيايي محلههاي نمونه حاشيهنشين در مناطق مختلف شهر اصفهان

ماخذ: نسترن، 1380: 135           پردازش: توسط نگارنده

 

 

 

در پيرامون و درون شهر (بافتهاي قديمي) به عنوان مکانهاي هدف مورد توجه گروههاي مذکور قرار گيرند. گرچه پديده حاشيهنشيني در شهر اصفهان همانند ساير کلان شهرهاي کشور بروز و تبلور پيدا نکرده است و از اين بابت شايد بتوان اين وضعيت را حاشيهنشيني ارتقا يافته ناميد، ولي آنچه مسلم است اين که مناطق مذکور با نقايص و نارساييهاي زيادي روبرو بوده که سبب تمايز آشکار آنها از ساير مناطق شهري اصفهان گرديده است.

همانطوري که گفته شد دلايل شکلگيري پديدهي حاشيهنشيني از مکاني به مکان ديگر متفاوت ميباشد. به منظور بررسي بيشتر علل شکلگيري اين پديده در شهر اصفهان، تعداد ده محله حاشيهنشين به عنوان محلههاي نمونه مورد مطالعه قرار گرفت (جدول 2).

 

جدول2: جمعيت محلهها مورد مطالعه در سال 1375

نام محله

مفتآباد

کولهپارچه

تختفولاد

جماله

حجتيه

بيست و چهار متري

دارک

ارزنان

حاشيه جاده دولتآباد

محلهي عربها

جمعيت به نفر

17558

10501

6946

6838

12364

21928

7507

14847

52821

11834

مآخذ: سازمان مديريت و برنامهريزي استان اصفهان، مديريت پژوهش (گردآوري توسط نگارنده)

 

با استفاده از 400 پرسشنامه، دادههاي لازم از سطح محلههاي مذکور جمعآوري گرديد. هر پرسشنامه شامل 57 سوال بوده که به بررسي ويژگيهاي فردي، اقتصادي، اجتماعي و.... خانوارها پرداخته است. ولي متغيرهايي چون مهاجرت، تامين و دسترسي آسانتر به مسکن، پايين بودن ميزان اجاره بهاي مسکن، بيکاري و پايين بودن درآمد به عنوان متغيرهاي اصلي احتمالي موثر در شکلگيري حاشيهنشيني در شهر اصفهان مورد توجه قرار گرفت و از طريق روشهاي آماري مورد آزمون واقع شدند (جدول 3) [9].

جدول 3: مقايسه پاسخگويان با توجه به متغيرهاي مستقل در ارتباط با حاشيهنشيني

 

P

آزمون معناداري

درصد

متغير

0.000***

5/45

بله مهاجر غير بومي يا نبودن

خير

5/55

0.000***

2/81

بله  دسترسي آسانتر به مسکن

خير در انتخاب محله فعلي

8/18

0.000***

8/7

در مناطق حاشيهنشين

بيکاري

38/2

در مناطق غير حاشيه

0.001***

1229400

ريال

در مناطق حاشيه نشين

درآمد

3239975

ريال

در مناطق غير حاشيه

0.000***

676300

ريال

در مناطق

غير حاشيه

متوسط ميزان اجاره بهای مسکن

818500

ريال

در مناطق غيرحاشيه

 

بحث و نتيجهگيري

همان طوري که بيان شد، هدف اين پژوهش بررسي و شناخت عوامل مهم شکلدهنده حاشيه نشيني در شهر اصفهان بوده است، لذا با توجه مباحث تئوريک به بررسي تأثير عوامل اجتماعي، اقتصادي و دموگرافيک بر شکلگيري آن در اين شهر پرداخته شد[10]. دادههاي اين پژوهش با استفاده از آزمون تطابق توزيع  و آزمون T تک نمونهاي مورد تحليل قرار گرفت که نتايج تحليل آنها به شرح ذيل است:

1- براساس سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1375، 7/25 درصد (معادل 320 هزار نفر) از جمعيت شهر اصفهان مهاجر بودهاند. برطبق پرسشگري انجام شده، 5/44 درصد از پاسخگويان (معادل 72535 نفر از محلههاي نمونه) مهاجر غير بومي بوده و 8/57 درصد آنان قبلاً در محله ديگري از شهر اصفهان زندگي ميکردهاند که اکثر آنها را ميتوان در زمرهي راندهشدگان از متن به حاشيه ناميد. از تعميم درصد مهاجران غير بومي به کل جمعيت تقريبي مناطق حاشيهنشين شهر اصفهان (حدوداً 375 هزار نفر) [11] ، جمعيت مهاجر مناطق مذکور 166875 نفر برآورد ميشود. اگر ميزان جمعيت مناطق حاشيهنشين و ميزان افراد مهاجر اين مناطق به ترتيب از کل جمعيت شهر اصفهان (1245163 نفر) و جمعيت مهاجر آن در سال 1375 کسر نماييم، آنگاه از تناسب بين اين دو در مييابيم که حدوداً 6/17 درصد مهاجرين (153125 نفر) جذب مناطق غير حاشيهنشين گرديدهاند، لذا ميتوان استنباط نمود که جمعيت مناطق حاشيهنشين (با اندکي تفاوت به لحاظ تفاوت زمان سرشماري عمومي و پرسشگري) تقريباً 5/2 برابر بيشتر از جمعيت مهاجر شهر اصفهان ميباشد.

در ارتباط با متغير مهاجرت و تأثير آن بر شکلگيري حاشيهنشيني، با استفاده از آزمونT تک نمونهاي (جدول 3) و مقدار  نشان ميدهد که تفاوت معناداري [12]  بين جمعيت بومي شهر اصفهان و گروههاي مهاجر مناطق حاشيهنشين آن وجود دارد. در محلههاي حاشيهنشين تعداد يا درصد جمعيت مهاجر در مقايسه با گروههاي مهاجر ساير مناطق شهري بيشتر است، لذا ميتوان استدلال کرد که پديده مهاجرت بر شکلگيري حاشيهنشيني در شهر اصفهان مؤثر بوده است.

2- در رابطه با انگيزه افراد غير بومي از اسکان در محلههاي حاشيهنشين به دليل دسترسي آسانتر به مسکن در اين محلهها، نتايج آزمون تطابق توزيع  (جدول3) با توجه به مقدار  تفاوت معناداري بين درصد افرادي که به خاطر شرايط آسانتر دسترسي به مسکن در محلههاي حاشيهنشين اسکان يافتهاند و افرادي که اين مسأله در انتخاب محله فعلي شان تأثيري نداشته است را نشان ميدهد، لذا ميتوان گفت که تأمين آسانتر مسکن بر شکلگيري حاشيهنشيني در اين محلهها تأثير داشته است.

3- براساس دادههاي جمعآوري شده از پرسشنامهها، 8/7 درصد از جمعيت فعال اين محلهها بيکار بودهاند. اين در حالي است که درصد بيکاري در ساير مناطق شهري اصفهان در سال 1375، 83/2 بوده است (نتايج تفصيلي سرشماري عمومي نفوس و مسکن شهرستان اصفهان در سال 1375). اين درصدها در آزمون T تک نمونهاي (جدول 3) مقداري برابر با   نشان ميدهند که از اين بابت تفاوت معناداري بين درصد بيکاري در مناطق حاشيهنشين و کل شهر اصفهان مشاهده ميشود، لذا ميتوان گفت که بيکاري عامل مؤثري در شکلگيري پديدهي حاشيهنشيني در شهر اصفهان بوده است.

4- در خصوص تأثير ميزان درآمد افراد در حاشيهنشين شدن آنها، نتايج مقايسه ميانگين درآمد افراد حاشيهنشين (1229400 ريال) با ميانگين درآمد استان اصفهان  (3239975 ريال) [13] با استفاده از آزمون  تک نمونهاي (جدول 3) و مقدار   نشان ميدهد که تفاوت معناداري بين ميانگين درآمد دو گروه حاشيهنشين و ساير گروههاي شهري وجود دارد، لذا ميتوان استدلال نمود که ميزان درآمد خانوار تأثير معناداري بر شکلگيري مناطق حاشيهنشين شهر اصفهان دارد.

5- در زمان پرسشگري (1383)، براساس اظهار پاسخگويان، متوسط اجاره بهاي هر واحد مسکوني در مناطق حاشيهنشين در حدود 676300 ريال بوده است. در همان زمان متوسط اجاره بهاي هر متر مربع زير بناي مسکوني در سطح شهر اصفهان 10231 ريال برآورد گرديده است. (با محاسبه ميانگين نرخ رشد سالهاي 81-1372) [14]. چون ارقام متوسط اجاره بها در مناطق حاشيهنشين براي هر واحد مسکوني و در سطح شهر اصفهان براي هر متر مربع است، لذا جهت همسانسازي آنها، اگر ميانگين مساحت هر واحد مسکوني را در شهر اصفهان 80 متر مربع فرض نماييم، آنگاه متوسط اجاره بهاي ماهانه مسکن در سطح شهر اصفهان در حدود 818500 ريال محاسبه ميشود که بيشتر از متوسط اجاره بها در مناطق حاشيهنشين ميباشد.

با استفاده از آزمون T تک نمونهاي (جدول 3) و مقدار  نشان ميدهد پايين بودن ميزان متوسط اجاره بهاي مسکن در مناطق حاشيهنشين تأثير معناداري بر شکلگيري آنها در شهر اصفهان دارد.

 

منابع

1- احمديان، محمد علي، حاشيهنشيني، مجله دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه مشهد، شماره سوم، سال 25، 1371.

2- اطهاري، کمال، حاشيه نشيني در شهرها و آثار و پيامدهاي آن. وزارت مسکن و شهرسازي؛ معاونت شهرسازي و معماري،تهران، 1374.

3- بانک مرکزي جمهوري اسلامي، نتايج بررسي بودجه خانوار در مناطق شهري ايران سال 1381، مديريت کل آمارهاي اقتصادي؛ اداره آمار اقتصادي؛ دايره بررسي بودجه خانوار؛ تهران، 1382.

4- بسکي، سهيلا، مسکن غير رسمي، مجله آبادي، سال ششم، شماره 23، 1375.

5-  بينام، معرفي پيشنويس سند توانمندي سازي و ساماندهي اسکان غير رسمي در ايران، مجله هفت شهر، شماره نهم و دهم، سال سوم، 1381.

6- پاپلي يزدي، محمد حسين، مشکلات شهري کشور، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 1، سال شانزدهم، 1380.

7- پل آر، کينير، کالين، گري، کتاب آموزشي SPSS 10 (ترجمه فتوحي اردکاني، اکبر)، نشر شايگان تهران.

8- پيام دانشگاه (ويژه نامه خبري روابط عمومي دانشگاه اصفهان)، شماره 88، سال سوم، 1384.

9- پيران، پرويز، باز هم در باب اسکان غير رسمي: مورد شيرآباد زاهدان، مجله هفت شهر، شماره نهم و دهم. سال سوم، 1381.

10- خوب آيند، سعيد، روشهاي تأمين مسکن گروههاي کم درآمد شهري؛ نمونه موردي تبريز، پايان نامه کارشناسي ارشد چاپ نشده، دانشگاه تبريز.

11- سازمان مديريت و برنامهريزي استان اصفهان، مديريت پژوهش، حوزه بندي جمعيت شهري شهر اصفهان، 1376.

12- شکويي، حسين، حاشيهنشينان تبريز، دانشگاه تبريز، تبريز، 1354.

13- صفوي، علي، توانمندسازي و ساماندهي اسکان غير رسمي؛ تجربه زاهدان، مجله شهرداريها، شماره 46، سال چهارم، 1381.

14- محرم نژاد، ناصر، شهرهاي پايدار در کشورهای در حال توسعه، وزارت مسکن و شهرسازي؛ انتشارات مرکز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري، تهران، 1383.

15- مرکز آمار ايران، نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسکن شهرستان اصفهان در سال 1357، 1376.

16- نسترن، مهين، تحليل فضايي مناطق دهگانه شهر اصفهان و سطح بندي توسعه آن، رساله دکتري عدم انتشار، دانشکده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه اصفهان، 1380.

17- هدايت، محمود، روند توسعه شهر اصفهان و شناخت عوامل آشفتگي آن، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 33.

 

18. Ali Mohammed Akhter & Kavita Toran. (2000). Migration, Slums & Urban Squalor. at: www.Yorku.ca/bunchmi/ICEH.

19. Mumtaz Babar. (2001). Why cities need slums. Habitat Debate. Vol.7, No. 3. p. 15.

20. Parveen Mattu. (2002). A Survey on the Extent of Substandard Housing Problems Faced by Immigrants and Refugees in the lower main land of British Columbia. at:www.mosaicbc.com/SCPI.

21. The Un-Habitat strategic vision. (2003). The united Nations human settlements programme, Nairobi, Kenya.

at: http://web.worldbank.org/website/External/ News.

22. Trond Vedeld & Abhay siddham. (2002). livelihoods and collective action among slum dwellers in a Mega-city (New Dehli). at:www.dlc.dlib.indiana.edu/archive.

23. UN-Habitat. (2003). The Challenge of Slums; Global Report on Human Settlement. United Nations. Settlement Programs. at:www. unchs. org

24. Yap Kioe Sheng. (2002). Sustainable strategies for the provision of   low-income housing in cities in developing countries,

at: http:// rdgs.itakura. toyo:ac.jp/orc/pdf.



1- دادههاي اين پژوهش با استفاده از روشهاي آماري نظير روش تحليل عاملي، آزمون تطابق توزيع کاي اسکوير و آزمون تي تک نمونهاي تحليل شدهاند. ولي از آنجايي که بعد از صرف مدت زمان طولاني، از روش تحليل عاملي نتيجهگيري قطعي حاصل نشد، لذا در اينجا از پرداختن به آن خودداري شده است.

1. در منابع معتبر علمي داخلي و خارجي براي پديده حاشينهنشيني از واژهها و اصطلاحات متنوع و گوناگوني استفاده ميشود که در هر مکاني آن واژهها ممکن است نشان دهنده شدت و ضعف شکلگيري آن پديده نيز باشند.

2. Survery Method

3. Cochran

1- اصفهان شهري است که مناطق حاشينهنشين هم در پيرامون و هم در درون بافت قديمي آن شکل گرفته است. در اين پژوهش تعداد ده محله حاشيهنشين از بخشهاي شمالي، مياني و جنوبي شهر اصفهان انتخاب و مورد مطالعه و بررسي قرار گرفتهاند. علت انتخاب اين تعداد با اين هدف صورت گرفته که بخش نسبتاً عظيمي از کل حاشيهنشينان مورد مطالعه قرار گيرد تا تعميم نتايج پژوهش از اعتبار بيشتري برخوردار شود. همچنين علل انتخاب اين محلهها، به اين دلايل بوده است؛ الف) پراکندگي مناسب محلههاي منتخب در سطح شهر (بخشهاي شمالي- مياني و جنوبي) ب) بحرانيتر بودن وضعيت برخي از اين محلهها (نظير مفتآباد، زينبيه و محله عربها) نسبت به ساير محلههاي حاشيهنشين  پ) تلاش در انتخاب محلههايي از بافت قديم شهر نظير (جماله، حجتيه) ت) شکلگيري برخي از محلههاي منتخب در پيرامون مکانهاي خاص (نظير تختفولاد در کنار گورستان و مفتآباد در کنار فرودگاه قديمي شهر) ث) تجمع اقليتي ويژه در يکي از محلههاي منتخب (محله عربها)

1- نگاه کنيد به: الف) شکوئي، حسين. (1354). حاشيهنشينان شهري. انتشارات دانشگاه تبريز. تبريز. ص 1. ب) حبيبي، سيد محسن. (1381). نقش و جايگاه مجموعههاي زيستي پيرامون شهرهاي بزرگ در نظام اسکان کشور. مجله هفت شهر. شماره هشتم. سال سوم. ص 31. پ) پاپلي يزدي، محمد حسين. (1380). مشکلات شهري کشور. فصلنامه تحقيقات جغرافيايي. شماره 1. سال شانزدهم.

2- اين مقاله مستخرج از رسالهي دکتري تحت عنواني تقريباً مشابه ميباشد که خمير مايه آن 122 منبع فارسي و 35 منبع انگليسي بوده است. علاوه بر منابع فوق، از ديدگاه صاحبنظران و کارشناسان آگاه نيز در تهيه آن استفاده شده است. در اين مقاله به منظور رعايت اصل اختصار تنها به تعداد معدودي از آنها اشاره گرديده است.

1. Measures

1- همانطوري که ذکر گرديد اين مقاله مستخرج از رساله دکتري ميباشد که بخش بزرگي از اطلاعات آن با استفاده از روش ميداني جمعآوري گرديدهاند. اين اطلاعات از طريق 400 پرسشنامه، ابتدا براي 70 متغيير تهيه شدهاند. سپس 57 متغير مرتبطتر وارد تحليل شدند. از اين تعداد نيز تنها دادههاي مربوط به متغيرهاي اصلي احتمالي موثر در شکلگيري حاشيهنشيني در شهر اصفهان مدنظر قرار گرفتند، لذا به منظور پرهيز از حجم زياد و آوردن جداول عريض و طويل (جدول اوليه ماتريسي به ابعاد 70*400 تشکيل ميدهد)، حتي در متن اصلي رساله نيز سعي گرديده تا بيشتر به ذکر نتايج اکتفا گردد.

1- با توجه به اين که پژوهش فوق بتازگي صورت گرفته است، لذا تمامي تغييرات و تحولات محلههاي مورد بررسي تا زمان پرسشگري را شامل ميشود.

1- نگاه کنيد به: الف) هدايت، محمود. (1373). روند توسعه شهر اصفهان و شناخت عوامل آشفتگي آن. فصلنامه تحقيقات جغرافيايي . شماره 33. ص. 128.

ب) عسگري طباطبايي، اسدلله. (1380). بررسي اجمالي از پديدهي بافتهاي پيراموني و يا حاشيهنشيتي در ايران. مجله هفت شهر. شماره هشتم. ص 103.

پ) پاپلي يزدي، محمد حسين. (1380). مشکلات شهري در ايران. فصلنامه تحقيقات جغرافيايي. شماره 1. سال  شانزدهم. ص7.

ت) مطالعات ميداني نگارنده.

2- در صورتي که ميزان P از مقداري که در زير نويس جدول 3 آمده است، بيشتر باشد، آنگاه فرض صفر (قرض مقابل) که در تحقيقات و گزارشات رسمي نوشته نميشود، قابل تأييد ميگردد.

1- بانک مرکزي جمهوري اسلامي، مديريت کل آمارهاي اقتصادي، دايره بررسي بودجه خانوار، نتايج بررسي بودجه خانوار در مناطق شهري ايران سال 1381، 1382، ص8. (لازم به توضيح اينکه در منابع مشاهده شده، ميانگين درآمد براي شهر اصفهان وجود نداشته است).

1- آمارهاي استخراج شده از آرشيو دفتر برنامهريزي و اقتصاد مسکن، سازمان ملي زمين و مسکن. توضيح اين که چون آمار و اطلاعات تا سال 1381 موجود بوده است، با استفاده از ميانگين نرخ رشد ده سال گذشته (81-1372)، قيمت اجاره بهاي هر متر مربع تهيه شده است.